سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

آرپی‌چی زن

وقتی دست مرد آرپی جی زن می افتد، این یکی، اگر زن هم هست، باید آرپی جی را بردارد و …

rpg

منیژه جانقلی/

نگاهش که به دسـت‌های قطع شـده‌ی آرپی‌چی زن افتاد، خم شـد و آرپی‌جی را برداشـت. تانک عراقی با سـرعت پیش می‌آمد. آرپی‌جی زن خون زیادی را از دسـت داده بود، با التماس نگاهش کرد:

ـ تو را به فاطمه زهرا، گلوله را حرام نکن.

می‌دانسـت خبر ندارد، او دوره‌ی آموزش را گذرانده اسـت. آرپی‌چی را روی دوشـش گذاشـت. زیرلب زمزمه کرد: «الهی به امید تو»

شـلیک کرد. تانک منفجر شـد. آرپی‌چی زن که دیگر رمقی نداشـت، مبهوت و با تحسـین نگاهش کرد.

ـ شـیری که خوردی حلالت باشـد، خواهر!

برگرفته از کتاب رسم دلدادگی / انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد