نشست اهمیت سیاستگذاری در حوزه حجاب برگزار شد

“گفتمانی شدن حجاب، ارتباط عفیفانه در دانشگاه و کارآمد شدن کنترل بدحجابی” و نیز “گفتمان های فرهنگی و سیاستی مواجهه با بدحجابی” مباحثی بود که در سومین روز سمینار “جامعه شناسی و مردم شناسی حجاب و بدحجابی در ایران” مورد بررسی قرار گرفت.

0

مشکات سخاوتی/

امروزه مسئله حجاب به موضوعی بسیار قابل توجه در جامعه ایرانی تبدیل شده و صاحب نظران حوزه های گوناگون نیز از ابعاد مختلفی به مطالعه آن می پردازند. سمینار سه روزه “حجاب و بدحجابی در ایران”  با بررسی این موضوع در تاریخ ۲۴ مرداد طی چند پنل در صبح و بعدازظهر به کار خود پایان داد.


گفتمانی شدن حجاب
دکتر محمدتقی کرمی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با ذکر این که بحث های امروز نظر شخصی او نیست بلکه حاصل گفتمانی شدن حجاب در یک فراینده هفتاد ساله- از ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰- است، گفت:

اگر بخواهیم به تاریخ فقه شیعه مراجعه کنیم، در کتاب های فقهی و تفسیری مان با مسئله حجاب درگیر نبودیم. تا دوران مشروطه اوضاع به همین شکل است تا این که به قانون کشف حجاب در دوره پهلوی می رسیم. قبل از کشف حجاب اجباری، حجاب برای جامعه ایرانی در ابعاد اجتماعی فرهنگی مطرح بوده است.

نگاه جمهوری اسلامی به حجاب گفتمانی است، به همین دلیل هم از این موضوع غافل است در حالی که در دوره رضاخان معلول خیزش اجتماعی است. تا قبل از مشروطه حجاب مسئله فقهی-فرهنگی بود. زنان ایرانی تا قبل از مشروطه حجاب داشتند، کما این که حجاب شان دینی نبوده است. زیرا در جامعه ایرانی تکثر وجود دارد و هرکس تابع قومیت خود، حجاب داشته است. کاری که رضاخان انجام می دهد این است که مسئله فرهنگی- دینی را مورد مناقشه قانون و سیاست قرار می دهد و همین جاست که گفتمان شکل می گیرد. در همین حین جریان دفاع از حجاب نیز به وجود می آید. در مقابل، گفتمان  دفاع از حجاب از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۰ با انواع نظریات شکل می گیرد.

 

ملی شدن مسئله حجاب

دکتر کرمی در ادامه اظهار می کند:

بعد از انقلاب اسلامی چرخش از فرهنگ و فقه به سیاست و حقوق را معکوس کردیم و حجاب به مسئله دولت و حکومت تبدیل شد. تلقی کنشگران این نبود که بی حجاب ها غیر مذهبی هستند اما امروز به این جا رسیده ایم که سیاست همه چیز را مرز بندی و به خودی و غیر خودی تقسیم کرده است.

وقتی حجاب به مسئله کانونی تبدیل شد، از مسئله دینی به ملی تبدیل می شود. درحالی که این طور نیست و ما حجاب را با ایران تعریف می کنیم و چنین دینداری کاریکاتوری است. امروزه در جمهوری اسلامی، حجاب و بی حجابی سیاسی داریم.

در این وضعیت، تقلیل گرایی نیز پیش می آید که به معنای این است که تمام وجوه یک حقیقت را به وجهی از آن کاهش دهیم. امروزه مرز داوری ها تنها به پوشش محدود شده است. بحث دیگری که شکل می گیرد،  کل گرایی به عنوان یک مغالطه نیز مطرح است. نتایج پژوهش ها نشان می دهند یکی از بازیگران جامعه ایران دین بوده، اما گفتمانی کردن حجاب این تصور را به وجود می آورد که تنها بازیگر جامعه دین است.

جامعه ایرانی هیچ گاه یکدست نبوده و یکدست هم نخواهد شد. یکی از مشکلات سیاستگذاری فرهنگی که معلول گفتمانی کردن حجاب است، این است که تکثرهای قومیتی حافظ حجاب از بین رفت. در نهایت باید از خود پرسید آیا گفتمانی شدن حجاب اتفاقی مثبت بوده است یا نه؟

 

سیاستگذاری تربیتی ارتباط عفیفانه در دانشگاهدکتر علم الهدی، دکترای سیاستگذاری فرهنگی از دانشگاه امام صادق (ع) در ادامه، به معرفی یک سیاستگذاری تربیتی برای ارتباط عفیفانه دانشجویان پرداخت و گفت:

سیاستگذاری در واقع دخالت دولت در مسائل فرهنگی است و این سیاستگذاری پیشنهادی، یک کار میان رشته ای، با کمک رشته های ارتباطات و فقه بوده است. ارتباط عفیفانه ارتباطی است که با کرامت نفس همراه است و نیاز جنسی در آن مدیریت می شود. در این سیاستگذاری قسمتی از رفتارهای اخلاقی قابلیت آموزش دارد اما در آن از مهارت های حل مسئله نیز استفاده می شود. در اسلام ۲۴ آموزه برای ارتباط عفیفانه وجود دارد که فقط یکی از موارد آن حجاب است. موارد پیشنهادی برای ارتباط عفیفانه در دانشگاه شامل گزاره های زیر می شود:

۱٫آموزش ارتباط عفیفانه

۲٫فراهم کردن دسترسی آسان دانشجویان به مشاوران اخلاقی و تربیتی

۳٫تقویت فرهنگ علمی و اهداف دانشجویی به وسیله اساتید

۴٫تغییر و اصلاح ساختاری در دانشگاه، به خصوص خوابگاه

۵٫ممنوعیت هرگونه برنامه های مختلط از جمله اردوها و کنسرت های موسیقی

۶٫برگزاری برنامه های فرهنگی و کرسی های آزاداندیشی توسط دانشجویان

 

آسیب های حال حاضر برخورد با بدحجابی

سپس دکتر علی جعفری، دبیر علمی سمینار ضمن بررسی آسیب شناسانه فرایندهای انتظامی کنترل مظاهر بدحجابی در ایران، به طرح  بسته سیاستی و اجرایی بهسازانه ای پرداخت و توضیح داد:

مسئله حجاب و بدحجابی در ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است و لزوم دخالت دولت در این امر نیز انکارناپذیر است اما باید در این مورد سلسله مواردی در نظر گرفته شود. به غیر از مکه و مدینه، مسئله حجاب مختص کشور ایران است چون قانون حجاب در هیچ جای دنیا وجود ندارد. در شرایط کنونی با دوگانگی تکثر و یکپارچگی رو به رو هستیم که در برخورد با بدحجابی، تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی را لحاظ نمی کند. یکی دیگر از مشکلات پیش رو، این است که مسئله بدحجابی یک ناهنجاری فرهنگی است و نه امنیتی. ضمن این که باید در نظر داشته باشیم در برخود با این نابهنجاری نباید تنش ایجاد کنیم. برخوردهای کنونی با این مسئله بسیار کهنه و ناکارآمد است.

 

مقابله کارآمد با بدحجابی به عنوان ناهنجاری

دکتر جعفری در ادامه، موارد زیر را به عنوان پیشنهاداتی برای کارآمدی برخورد با بدحجابی به عنوان یک ناهنجاری را ارائه کرد:

۱٫ثبت بدحجابی به جای دستگیری در محل

۲٫رتبه بندی بدحجابی به جای یکسان انگاری (با توجه به تعداد ثبت ها و موقعیت های مختلف)

۳٫تخلف انگاری و جرم انگاری

۴٫نظام تربیتی هوشمند و هدفمند

۵٫مجازات بازدارنده

وی در نهایت پیشنهاد داد که وجه زنانه و لطافت نیروی پلیس باید افزایش پیدا کند و قوانین در حوزه قضایی اصلاح شوند.

 

نیروهای مؤثر در عرصه ی سیاستگذاری حجابدر پنل بعدازظهر دکتر کلهر، جامعه شناس و پژوهشگر مطالعات سیاستی در سخنانی در مورد سیاست های مربوط به حجاب گفت:

” پرسش اساسی ما این است که سیاست مناسب برای حجاب چه سیاستی است؟ برای پاسخ به این سؤال به دو موضوع باید توجه کنیم: یکی جریان های اجتماعی که سیاستگذاری را مورد تأثیر قرار داده و پیش می برند و دوم تجریه تاریخی نزدیک به ۴۰ سال گذشته در ایران در مورد حجاب. براساس وضعیت نیروهای اجتماعی. چهار نیرو و جریان جدی، سیاستگذاری فرهنگی را تحت شعاع قرار می دهد: ابتدا ساختار نیروهای سیاسی و بدنه حاکمیت سیاسی، دوم مسأله نخبگان و ذهنیت حاکم بر آنها، سوم نیروهای مربوط به رسانه و جریان های شکل دهنده افکار عمومی و چهارم ذهنیت عمومی جامعه. چند دوره سیاستی را از اول انقلاب براساس این چهار نیرو می توانیم تقسیم بندی کنیم: دوره اول از سال ۵٧ تا ۵٩، دوره ای است که ساختار حکومت متشتت است، حجاب الزامی و اجباری در حاکمیت مطرح می شود اما اجرا نمی شود چون نیروهای سیاسی متضاد و حتی برخی نخبگان و متدینین در بدنه حاکمیت بصورت روشن با الزامی شدن حجاب مخالفت می کنند و ما تا سال ۵٩ نمی توانیم سیاست حجاب را به طور اجباری پیش ببریم. از سال ۵٩ تا ٧۴ ما شاهد یکدست شدن چهار نیروی گفته شده در جامعه و شاهد اجباری شدن حجاب به صورت قانونی هم هستیم. “

عدم انسجام فکری حاکمیت و نخبگان

وی در مورد قانون حجب سخنانش را این طور ادامه داد:

“سه قانون در مورد حجاب تصویب شده؛ یکی به سال ۶٢ برمی گردد که حجاب در اماکن عمومی اجباری می شود، یکی هم در سال ۶۵ است که در مورد پوشش و پوشاک می باشد و سومین قانون مربوط به سال ۸۵ است که مربوط به مد و لباس است. تا سال ٧۶ یکدستی آرا در زمینه ی حجاب وجود دارد اما از آن سال به بعد دوره اجماع بین نیروهای اصلی تأثیرگذار در حجاب به پایان می رسد و حاکمیت دوگانه می شود، نخبگان متکثر شده و رسانه ها فعالیت های مختلف را تجربه کرده و بعد از سال ٧۶ ما شاهد تغییر نگرش ذهنی مردم در مورد حجاب هستیم. این وضعیت تا سال ۸٣ ادامه دارد و تغییری در سیاست ها مشاهده نمی شود. مهمترین نکته از سال ٧۴ تا ۸٣ روشن شدن دوگانگی حاکمیت در مورد مسأله ی حجاب است، یعنی بخشی از حاکمیت تلاش می کند حجاب اجباری را از طریق نیروهای انتظامی و قوه قضائیه پیش ببرد و بدنه ی اصلی دولت یعنی قوه مجریه مأموریت خود را آگاهی بخشی و توجه به ذهنیت مردم می داند. سال ۸۴ با تغییر دولت شاهد این هستیم که حاکمیت به سمت یکدستی سوق می یابد اما مسأله ی سه نیروی دیگر یعنی رسانه و نخبگان و مردم حل نمی شود و یکدستی حاکیمت هم تا سال ۸۶ تداوم دارد و سیاست گشت ارشاد از این سال به بعد ضعیف شده و افت و خیز زیادی دارد و شاهد اجرای این طرح در میادین و کلانشهرها هستیم، طوری که می بینیم امروزه صورتی از این طرح باقی مانده است. هم اکنون عدم انسجام فکری حاکمیت و نخبگان حتی در میان برخی افراد متدین در مورد حجاب حادتر شده و با پیدایش رسانه های جدید امکان مقاومت را به جریان های مردمی هم داده و براساس آخرین پیمایش ها در مورد اجباری و اختیاری بودن حجاب، وضعیت به سمت اختیاری بودن حجاب رفته است. “


رهاسازی حجاب یا رادیکالی برخورد کردن

این پژوهشگر مطالعات سیاستی و اجتماعی خاطرنشان کرد:

“حالا سه طرح مطرح می شود؛ اولین طرح این است که سیاست اجباری بودن حجاب به نحو آبرومندانه ای کنار گذاشته شود یعنی اختیاری کردن حجاب، طرح دوم سیاست فعلی اجباری بودن حجاب  تداوم یابد. سومین طرح سیاست رادیکال است یعنی باید شدت عمل بیشتری نشان داده و برخورد های با بدحجابی را بیشتر کرد و می گویند علت عدم موفقیت ما عدم موثر بودن ابزارهایی چون گشت ارشاد بوده است. مسأله اینجاست که سیاست رها سازی حجاب نه آگاهانه است نه قابل توصیه اما رادیکال کردن آن نیز بنیاد عقلانی ندارد بنابراین وضعیت خاصی در سیاست پیش آمده که  ترجیح می دهیم فعلا به جلو حرکت کنیم چون نمی دانیم چه اتفاقی خواهد افتاد و از طرفی پیامدهای سیاست های دیگر اساس اجتماعی و خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد که هیچکدام قابل توصیه نیست . برای جمع بندی باید بگویم که جریان حرکت این چهار نیرو به نفع سیاستگذاری حجاب اجباری و به نفع خود هم حجاب هم نیست و حرکت و آینده متصور این چهار نیرو به وضعیت پیچیده تر و سخت تری خواهد رفت.”


گونه شناسی ذهنیت مجریان و سیاستگذاران حجاب

آقای لطفی نیز به عنوان پژوهشگر مطالعات سیاستی و دانشجوی دکترای سیاست فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم (ع) در مورد بازیگران عرصه سیاستگذاری در مورد حجاب به ارائه نظر پرداخت:

“عرصه ی سیاستگذاری در مورد حجاب بازیگران مختلفی دارد و مجریان و سیاستگذاران، اصلی ترین بازیگران هستند. در این ارائه قصد دارم به شناخت ذهنیت مجریان و سیاستگذاران حجاب بپردازم چون نادیده گرفتن ذهنیت ما را دچار خطا می کند. به واقع چرا وضع موجود عفاف و حجاب و پوشش مردان و زنان روند نزولی پیدا کرده؟ مگر ما در این حوزه سیاست مشخصی نداریم؟ ما ١٢۵ مجموعه ی سیاستی داریم که مصوبه ۴٢٧ شورای عالی انقلاب فرهنگی ٢۶ دستگاه را مکلف کرده اما این سیاست ها اجرا نمی شود و با تحقیقاتی که انجام دادیم، متوجه شدیم دلیل عدم رعایت سیاست ها، وجود اختلاف نظر میان مسئولان است و علت اختلاف نظر مسئولان هم وجود ذهنیت های مختلف می باشد.”

او اضافه کرد:

“حدود ١۴٠٠ خبر را بررسی کردیم و ۴٠ صحبت را مورد سنجش قرار دادیم و در نهایت به این دسته بندی گونه شناسی ذهنیتی مجریان حجاب دست یافتیم؛  اولین دسته ی ذهنیتی، اجراگرایان هستند که معتقدند ما سیاست هایی را داریم اما خیلی روی اجرای سیاست تأکید دارند و می گویند نهاد متمرکز مسئول می خواهیم که در صورت اختلاف نظر، رأی آن نهاد فصل الخطاب باشد. گروه دوم خط مشی گرایان هستند، این گروه می گویند سیاست مشخص و پایدار نداریم و رهبری واحد می خواهیم و از سیاستگذاران و مجریان فرهنگی ناراضی اند و معتقدند این ها صرفا نظر می دهند، گونه سوم نگرش گرایان اند، دغدغه ی آن ها این بود که مجریان و سیاستگذاران باید بین بد حجابی از روی عمد و غیر عمد تفاوت قائل شوند. گروه بعدی عامه گرایان اند که می گویند باید در قانون عفاف و حجاب، بر مردم تأکید داشته باشید و تذکر لسانی را مهم می دانند. گروه متحیریان نیز حرف های خوبی از جاهای مختلف آورده اند، اما مبنای مشخصی ندارند. به خاطر همین اسم متحیریان را برای آن ها انتخاب کردیم. در نهایت دلیل اختلاف نظرها را متوجه شدیم و آن کج فهمی از مسأله عرف و شرع، تفاوت در بینش ها و اختلافات خط مشیی و اجرایی می باشد. همچنین بر اساس اختلاف نظرها به توصیه های تبیینی و تبلیغی، پژوهشی و خط مشیی رسیدیم که اگر این توصیه ها عملی شود امید است به همگرایی نزدیک شده و اجماعی صورت گرفته و به اقدام هم برسیم.”


مسأله حجاب به تناظر قدرت تبدیل شده

سید علی کشفی، دانشجوی دکترای فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم (ع) هم در  سخنرانی اش در باب اختلاف سیاستمداران در باب حجاب اظهار داشت:

“ما در جهان با بحران جنسیت مواجهیم و تأکید بر حجاب آخرین تلاش ها در برابر این موج جهانی است اما چگونه می شود از قانون حجاب سخن گفت و بر اختلافات تأکید کرد؟  بسیاری از سیاستمداران اعتقاد دارند که تأکید بر مسأله ی حجاب اقتدار  حاکمیتی را ضعیف می کند. آیا به رغم این می توان قانون حجاب را کنار گذاشت؟ وقتی ما امروز با از دست رفتن اقتدار دولت مواجهیم، دولت صوری شده و به روندهای بوروکراتیک تقلیل یافته و حجاب کالایی و مصرفی شده، در چنین فضایی چطور می توان محتوای حجاب را غنا بخشید؟ وقتی اسناد سیاستی را مطالعه می کنیم متوجه می شویم اسناد ما فاقد جهات روشن هستند و این نشان از از هم گسیختگی صحنه ی سیاستگذاری است.”

وی براین اساس رویکردهایی را در حوزه حجاب عنوان کرد:

“در رویکرد و انگاره ی صورت گرا، حجاب را یک رفتار فرمال و صوری می داند که از ضوابط و ضرورت حضور در اجتماع ناشی می شود. در رویکرد معناگرا، به این توجه می شود که حجاب برای افراد یک نماد است و رعایت و عدم رعایت حجاب به باور و اعتقاد فرد ربط دارد. در رویکرد هنجارگرا، حجاب نه یک ضابطه اجتماعی است که نیروی انتظامی آن را سامان دهد نه یک رفتار نمادین است که نظام باورها آن را جهت دهد بلکه یک هنجار اجتماعی است. رویکرد انگیزه گرا بدحجابی را نتیجه ی انگیزه های عاملانه می داند. مثلا اگر غرایز جنسی به خوبی پاسخ داده شود مسأله بدپوششی کم می شود. رویکرد کالاگرا هم داریم یعنی اگر بتوانیم کالاهای در دسترس برای حجاب پیدا کنیم، حجاب گسترش می یابد. با وجود این رویکردها، اجماع رخ نداده و نهایتا مشخص نیست کدام نظریه برنده است.  اشکال متنوع گروه های سیاسی که قدرت در حاکمیت دارند باعث شده اند مسأله حجاب به تناظر قدرت تبدیل شده و امکان گفتگو در این مسأله وجود ندارد. اگر امکان این گفتگو نباشد، انتظار از دولت برای اینکه به شکل موثری و براساس هر نظریه ای وارد مقوله ی حجاب شود، انتظار نا به جایی است.”

در انتهای این پنل حاضرین سؤالات و نظرات خود  را در مورد موضوع نشست مطرح کردند.

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده