مسابقه “از کودکم یاد گرفتم تمام شد”

کودکان دنیای ما را عوض می کنند و این یکی از نتایج جالب مسابقه “از کودکم یاد گرفتم” بود که سایت به دخت برگزار کرد و درآن مادرهایی شرکت کردند با عکس- متن هایی در مورد کودک خود و آنچه از آنها آموخته اند.

0

مسابقه “از کودکم یاد گرفتم تمام شد”. اما درس هایی که می توان از کودکان یاد گرفت به تعداد کودکان زمین زیاد و متنوع است. ما اگر می توانستیم با تولد کودک مان یک کار خوب را شروع کنیم و با دقت ادامه اش دهیم، با رشد و بزرگ شدن کودک مان آن کار خوب هم قد می کشید و بزرگ می شد.

 

چرا مسابقه؟

سایت به دخت برای تحکیم هر چه بیشتر روابط بزرگترها و کودکان مسابقه عکس- متنی را در مرداد وشهریور امسال تدارک دید با عنوان “از کودکم یاد گرفتم”.

ایده اولیه برگزاری این مسابقه این بود که:  “با  ورود یک کودک، نه تنها ظاهر زندگی  تغییر می کند بلکه تربیت کودک باعث تربیت والدین هم می شود”.

 آزادی، پاکی و آلوده نشدن به کلیشه ها از کودکان موجوداتی رویا پرداز، خلاق و جستجوگر ساخته است. ما بزرگترها نیاز داریم گاهی از مسئولیت ها و روزمرگی هایمان کناره بگیریم و با بازی با کودکان مان و نگاه کردن به جست و خیزهای بی پروای آنها  شور و نیروی دوباره برای ادامه زندگی پیدا کنیم.

 با لطف حضور مادران با ذوق و کودکان پر شور و خلاق شان این ایده به شکلی عملی دنبال شد و به دخت و مخاطبانش با مادرانی آشنا شدند که با دقت در رفتار کودکان شان چیزهای ارزشمندی آموخته بودند و این آموخته های شان را در مسابقه “از کودکم یاد گرفتم” به اشتراک گذاشتند.


نگاهی به همه عکس – متن ها
در فرصت این مسابقه  ما از آرش و آیلین “پشت و پناه یکدیگر بودن و حمایت از دیگران” را آموختیم.

 

از هانیه افشار یادگرفتیم: “نباید در میانه راه زندگی خستگی باعث نا امیدی شود.خداوندی که ما را آفریده دوست دارد که با اراده و موفق باشیم.”علی آهنگری در عکسی که ارسال کرده نشان می دهد ماشین اسباب بازیش را با کمی آب و اسفنج می شوید و با این بازیش می خواهد بگوید:”مراقبت از منابع طبیعی  کشور اولین و مهمترین کاری است که والدین برای ساختن آینده کودکانشان باید انجام  دهند. علی و فرزندانش برای زندگی به آب نیاز دارند.علی کوچک ما نمی تواند در باره اهمیت آب سخن بگوید اما در بازی های کودکانه اش آن را رعایت می کند”.اگر ما هم مانند محمد طاهای ۹ ماهه که با محبت به سمت مادرش می رود، “خاشعانه و با عشق به سمت خدایی که از مادرمهربان تر است، برویم حتما درهای لطفش را به روی ما می گشاید.”در متن ارسالی میثم متولی خواندیم: “یک انسان توانمند و پرکار هرگز نا امید نمی شود و زیر بار زور هم نمی رود .مستقل شدن و روی پای خود ایستادن فضیلتی است که با کار، آموختن و تمرکز به دست می آید”.ازعلیرضا خندان یادگرفتیم: “پذیرش اشتباه سخت است ولی شخصیت انسان را می سازد واو را قابل احترام می کند”. ابوالفضل باقری با دقت در رفتار پسرش یاد گرفته: “تربیت کودک مانند ساختن و خلق کردن است، باید برای آن وقت گذاشت صبر کرد و زحمت کشید. تربیت خانوادگی در روح کودکان حک می شود و نقش می بندد. آفریدن، خلق کردن و کشف کردن بدون مهارت و پشتکار امکان پذیر نیست.”مهدی کوچولو با نگهبانی از خانه ای که با آجراسباب بازی ساخته بود به ما نشان داد: “در زمانه ای که همه از فردیت شان دفاع می کنند و به دنبال آزادی های شخصی هستند، حفاظت و نگهبانی از خانواده و زندگی به همت ، از خود گذشتگی و مسئولیت پذیری مضاعفی احتیاج دارد. شاید نه گفتن و رفتن در این روزها راحت تر و خوشایند تر باشد ولی مادر بودن و ماندن حتما اثرش را خواهد گذاشت”.ما با تماشای انتظار کشیدن فاطمه فتحی که روی پله ها نشسته بود تا پدرش برسد دیدیم که”برای نشان دادن محبت نیازی به کارهای بزرگ نیست؛ همین که قدر کسی را بدانیم و در قلب مان عزیزش بداریم، در هر زمانی به یادش هستیم و حضورش را احساس می کنیم. پدر برای خانواده اش اینگونه است و دختران خوب این را می فهمند”.زهرا سعادتمند کوچولوبا تلاش برای روی پا ایستادنش نشان می دهد:”زندگی پر است از فراز و نشیب و سنگلاخ. چنانچه کسی هدفی مهم در پیش گیرد باید دو چندان تلاش کند و صبور و مقاوم باشد تا در برابر زندگی کم نیاورد و به کمال در آنچه می خواهد برسد.ثنا و محمد صدرا سمیعی با جشن کوچک وصمیمانه ای که برای مادرشان گرفته بودند به ما یاد‌آوری کردند که: ” در زمانه ما که مردم از زندگی جمعی دور شده اند و هر کس بار خودش را به دوش می کشد. تجمل گرایی و در بند تعارفات و چشم و هم چشمی بودن این فاصله ها را بیشتر می کند و تنهایی را عمیق تر.پس بهترین راه این است که مانند کودکان که به راحتی در بازی هایشان مهمان دعوت می کنند بجای سفره گشاده روی گشاده به مهمانمان نشان دهیم”.

علی و زینب فتحی با لباس پدربزرگ و مادربزرگشان عکس بامزه ای انداخته بودند که نشان دهند:”وجود بزرگترها و بخصوص پدر بزرگ و مادر بزرگ ها نعمت و برکت است چرا که آنها گذشته ما هستند و تجربه زیسته دارند و کودکان در حال زندگی می کنند و امید ما برای آینده هستند ارتباط بین این دو نسل ضامن تعادل و تحکیم زندگی است”.گلسا به پیرزنی در مترو جا داد که بنشیند و مادرش گفت:”گاهی باید از لاک خود بیرون بیاییم و با کمی الفت و توجه، حال بهتری برای خودمان و دیگران ایجاد کنیم. برای مهربانی باید هزینه کرد. ، باید حفظش کرد و برای زندگی بهتر، سخت به مهربانی چسبید.”سما شاهی دست به میوه های کال درختان نمی زند و این کارش به یادمان می آورد که:”طبیعت و زمین همچون مادری مهربان نیازهای انسان را بر آورده می کنند و زیاده خواهی بشر مانع سخاوت زمین نمی شود. زیبایی، باروری و سخاوت از مشترکات زن و طبیعت است. رعایت حال زن و طبیعت ضامن زندگی در آینده است”.محمد امین برای پدرو مادرش شکلک در می آورد و آنها را مجبور به خندیدن می کند .مادرش می گوید: “خوشبختی یعنی خلق کردن لحظات شاد وتلاش برای ابراز و اشاعه مهر و محبت. خوب است آدم گاهی از خودش فاصله بگیرد و دنیا را از دریچه نگاه کودکان تماشا کند تا بتواند زیبایی های به ظاهر جزئی را ببیند و با لذت لبخند بزند”.

مادر حسنا دولتی به دخترش می گوید انشاالله عروس شی و او با پوشیدن لباس عروس مادرش را به آرزویش می رساند” کودکان ما آینده ما هستند. آنها ادامه و تکرار بهتر و کامل تر ما هستند. خوشبختی فرزندانمان خوشبختی ماست . و چه خوشبختی و آرزویی بهتر از دیدن عروسی و خانواده دار شدن آنها”.نتیجه مسابقه

مسابقه “از کودکم یاد گرفتم تمام شد”نشان داد:

 در تمام کودکان فارغ از نژاد و ملیت و رنگ، شور نشاط و خلاقیتی هست که چنانچه خوب دیده شود باعث شور و نشاط و خلاقیت ما بزرگتر ها هم می شود.

پس بیایید از کودکان بیاموزیم.

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده