کوچ نکردیم و در غربت تلگرام ماندیم

در مدتی که تلگرام فیلتر شد مردم و کانال ها فرصت را غنیمت دانستند و نفسی کشیدند. عده ی زیادی حتی با داشتن فیلتر شکن میلی به فعالیت از خود نشان نمی دادند. انگار دنبال فرصتی می گشتند برای استراحت و رها شدن از هیاهو.

0

شاید یکی از دلایل مهم تلگرام دوستی ِایرانیان، که بیشتر از ۶۰ درصد کاربران را به این فضا جذب کرده ماجراجویی و خبر دوستی ما باشد. ایرانیان پذیرای رخدادند و دوست دارند در جریان امور باشند و بدانند اتفاق چطور می افتد. همه ما برق نگاه پدرانمان موقع تماشای اخبار را دیده ایم و با این جمله که «ساکت؛ اخبار شروع شد» آشناییم.

از سال۹۱ به بعد کم کم گوشی های اندرویدی اقبال زیادی پیدا کرد و تلگرام درست زمانی عرضه شد که ما به سایر نرم افزارها دسترسی نداشتیم و امکانات گسترده ای که در اختیار کاربر می گذاشت او را وابسته خود می کرد.
وقتی اغلب مردم از یک محصول استفاده می کنند نشان می دهد که نیازی واقعی در کار است و علی الاصول وجودش لازم است. اما درست زمانی که یک نیاز به وجود می آید ممکن است به انحراف کشیده شود. در مورد فضای تلگرام از همان آغاز این نگرانی وجود داشت و اتفاق هم افتاد.

در چند ماه گذشته با سوء استفاده از برخی زمینه های داخلی، دشمنان حداکثر بهره را از پیام رسان های خارجی برای ایجاد ناامنی و فساد و آشوب در شهرهای کشور برده اند. حمله داعش به مجلس شورای اسلامی، ترویج خشونت، ایجاد آشوب های خیابانی اخیر، اشاعه اعمال منافی عفت، فروش مواد مخدر و روان گردان ها، همه به راحتی در این سیستم های ابری اتفاق افتاد. با تیره شدن فضا و بی توجهی روسای تلگرام به اعتراضات مسئولین ایرانی، دولت خواست دامن تجارت یک شبکه کاملا خارجی را از بازارش جمع کند و جلوی نا امنی را بگیرد اما مردم از این نوع عملکرد دولت ناراحت شدند و این را توهین به خود دانستند.
ما از شنیدن بسته شدن کارخانجات نساجی مازندران و ارج دلمان به درد آمد. ما در سیطره تبلیغات و مصرف گرایی کیفیت و مرغوبیت کالای خودمان را از یاد برده بودیم و با شنیدن خبر ورشکستگی آنها گویا غرور ملی مان آسیب دید و این غمگینمان می کرد .این غم اما کارآمد و به جاست و باعث می شود کم کم عزمی عمومی برای باز تولید و استفاده از محصول ملی، تمرکز بربالا بردن کیفیت و نهایتا پیشرفت اتفاق بیافتد.
دبیر شورای عالی فضای مجازی از آمریکایی بودن سیستم های عامل و سرویس های ابری مانند گوگل و آمازون می گوید و معتقد است در این فضا برای ما حاکمیتی باقی نمی ماند.

بنابراین دولت و حاکمیت وظیفه دارند موانع سر راه را بردارند و با حمایت از پیام رسان های داخلی به تمامی آنها مکان و تخفیف پهنای باند بدهند تا هزینه استفاده مردم از پیام‌رسان داخلی به یک‌سوم تعرفه عادی برسد و به استفاده از آنها اقبال نشان بدهند. در مقابل این سئوال پیش می آید که آیا دیتاسنتر در ایران می‌تواند حجم تبادلات نرم‌افزاری در حد تلگرام را پشتیبانی کند؟ آیا زیر ساختش را آماده کرده‌ایم؟
این چند هفته از این دست تحلیل ها و سخن ها بسیار گفته شد و شاید هر کدام در جای خود درست و محکم باشد. اما با توجه به تاریخ و فرهنگ ایرانی شاید بهتر بود به جای امنیتی کردن فضا و برخوردهای هیجان زده، که خود باعث نارضایتی و انسداد می شود. به هویت وطبع ایرانی توجه می شد و با مردم از غرور ملی و حمایت از بازار و تولید داخلی حرف زده می شد. مردمی که با دیدن سوختن پرچم و عکس شهیدانشان آن طور به خیابان ها ریختند و پای اغتشاش و توطئه را قطع کردند کاملا آماده بودند و هستند که یک بار دیگر از میهن و هویت شان دفاع کنند. کافی است با این مردم به مهربانی و با منطق حرف زده شود، زود می پذیرند و به راه می آیند همان شیوه ای که رهبرمعظم مان پرچم/ سال هاست در پیش گرفته و مردم به حرف هایشان سر می سپارند.
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم.

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده