عاشقانه‌های شاعرانه برای بانوی قم: «ای سوره نامت تفسیر اعطینا»

جمعی از شاعران کشور همزمان با آغاز دهه کرامت تازه‌ترین آثار خود را به این ایام اختصاص دادند.

0

به گزارش به دخت به نقل از خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، همزمان با میلاد مبارک حضرت معصومه(س) و آغاز دهه کرامت، تعدادی از شاعران آئینی‌سرای کشور به استقبال این ایام رفته و سروده‌های خود را به مقام والای حضرت فاطمه معصومه، کریمه اهل بیت(س)، و امام رضا(ع) تقدیم کردند. بخشی از این سروده‌ها به این شرح است:

علی‌محمد مؤدب

چشم واکن که تماشایی دیدار شوم
دیده بگشا که به هوش آیم و بیدار شوم

جلوه کن دخترم، ای خاطره صبح ازل!
تا منِ گمشده‌تر نیز پدیدار شوم

گریه‌ات را غزل شادتری خواهم خواند
اگر از شاعری غصه سبکبار شوم

بی‌شک انگار نبوده است و نبودم به جهان
گرنه در آینه چشم تو تکرار شوم

پدر! آری پدر! آن واژه که خواهم خندید
سال‌ها، هر چه به فرمان تو احضار شوم

دخترم! پنجره‌ تازه دیدار خدا
چهره بگشا! نکند یکسره دیوار شوم

***

محمد سهرابی نیز در پستی جدید در کانال تلگرامی‌اش به میلاد مبارک حضرت معصومه(س) اشاره کرده است:

صدها چو من ز سلسله آزاد می شوند
روزی که روز دختر موسی بن جعفر است

با خادمان بگو که به محشر رسیده‌اند
اشک من غریب به محشر برابر است

بی شرط گشت حاصل مشروط، فاش از او
در عقد کس نرفته و بر خلق مادر است

***

محمدجواد شرافت نیز با انتشار فیلم جدیدی در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی به استقبال دهه کرامت رفت. در این فیلم تعدادی از نوجوانان در حرم مطهر حضرت معصومه(س) سرودی را به این بانوی بزرگوار تقدیم می‌کنند:

ای سوره نامت تفسیر اعطینا
زهراترین زینب، زینب‌ترین زهرا

خیر کثیر تو، آئینه کوثر
نامت سرآغاز تکثیر خوبی‌ها

روشن تر از نوری، در نور مستوری
پیداترین پنهان، پنهان‌ترین پیدا پیدا

ماه مقیم قم، خورشید «بیت النور»
در سایه‌سار توست سرتاسر دنیا

وقتی که معصومان، معصومه‌ات خواندند
در وصف تو لال است، شعر و شعور ما

فهم زمین عاجز، از درک اوصافت
والا مقامی تو، در عالم بالا

از آه لبریزم، از اشک سرشارم
این قطره را دریاب، دریاب ای دریا

***

موسی عصمتی

نشست تا بنوازد دوتار قالی را
و نُت به نُت بنویسد خطوط خالی را

نشست تا بزند بر طلوع گنبد شهر
شعاع خاطره را، رنگ پرتقالی را

که رنگ رنگ شود قالی سلیمانش
که تا در اوج ببیند شکسته بالی را

صدای کودکی از سمت گریه جاری بود
به این معادله خو کرده بود سالی را

تنید بغض دلش را به تار و پود دوتار
دلی شکسته‌تر از کاسه سفالی را

گرفت قفل ضریحی که سبز می‌تابید
پر از حضور خدا دید دست خالی را

قبول شد همه نذر عاشقانه زن
فرو کشید سر انجام دار قالی را

صدای کودکی از سمت خنده دف می‌زد
تمام سمفونی آن شب خیالی را

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده