جرج جرداق:

شخصیت درخشان و بزرگ علی(ع) را شکافتم

امام علی(ع) مولود این روزها،‌ فقط امام ما شیعیان نیست، عظمت شخصیت امام، او را نزد مسلمانان و حتی غیرمسلمانان منزلتی بالا و محبوبیتی بی نظیر بخشیده است. جرج جرداق مسیحی نویسنده بزرگ لبنانی از شیفتگان امام علی(ع) است و پیرامون شخصیت انسانی مولا تحقیقات و تألیفات بسیار دارد. جرج جرداق در مورد اولین کتابش که در مورد امام علی نوشته یعنی ” صوت العداله الانسانیه”، مصاحبه ای جالب در سال ۲۰۰۲ داشته است که بخش هایی از ان را می خوانیم.

0

جرج جرداق نویسنده بزرگ لبنانی است با کتاب های متعدد در مورد امام علی از جمله پنج جلد “صوت العداله الانسانیه”،” علی و حقوق بشر”، “علی و انقلاب فرانسه”، “علی و سقراط”، “علی و عصر او”، “علی و ملیت عرب”. نویسنده کتاب “الامام علی، صوت العداله الانسانیه ”  در سال ۲۰۰۲ مصاحبه ای داشته است با  اقای امیرخانی  که در آن حرف های جالبی در مورد خودش و چگونگی شناختن امام علی(ع) و نهج البلاغه حرف های جالبی زده است.


برادرم حامی من بود

من زاده مرجعیون در سال۱۹۲۶هستم. مرجعیون از دو لغت “مرج” و “عیون” تشکیل شده است. یعنی محلی که در آن چشمه ها پیش می آیند. کنایه از سرسبزی و طراوت. ده ما مملو از چشمه بود و من نیز کودکی مملو از شور. هر روز از مدرسه فرار می کردم و به یکی از این چشمه ها پناه می بردم. مدیر مدرسه و معلمان همواره به دنبال این کودک فراری بودند و هر روز به خانواده ام اعتراض می کردند. در این میان فقط برادرم حامی من بود، فؤاد جرداق.  او یک شاعر و لغوی و بسیار اهل مطالعه بود.  اصلاً او مرا به این وادی کشاند. هر زمانی که پدر و مادر، معلم و مدیر، معترض من می شدند از من دفاع می کرد و به من می گفت تو خارج از مدرسه بیشتر چیز یاد می گیری.


همه ادبیات عرب در این کتاب خلاصه شده

حقیقت آن است که بعد از این که برادرم پشتکار مرا در خواندن متون ادبی دید، روزی کتابی قطور به من هدیه داد و گفت، همه ادبیات عرب در همین کتاب خلاصه شده است؛ نهج البلاغه.

من نهج البلاغه را به دست می گرفتم و از مدرسه می گریختم و می رفتم در کنار چشمه ای، به صخره ای تکیه می دادم و غرق دریای نهج البلاغه می شدم. 

من تازه گرفتار ادبیات امام علی شده بودم و نه گرفتار شخصیت امام.

فراموش نکنید که ما مسیحی بودیم و در دِهی مسیحی نشین می زیستیم. پس خیلی به امام علی علاقه ای نداشتیم. البته برادرم فؤاد هر وقت که مهمان داشتیم، اشعاری در مدح امیرالمؤمنین برای مهمان ها(ی مسیحی) می خواند و همین کمک می کرد به من! 


چهره نورانی علی را ندیده اند

وقتی رفتم دانشگاه همزمان در دو رشته ادبیات عرب و فلسفه عرب تحصیل و بعد تدریس می کردم. در هر دوی این رشته ها مجدداً با امام علی برخورد کردم، به عنوان شخصیتی بزرگ در ادبیات و فلسفه. تصمیم گرفتم یک تحقیق خیلی جدی بکنم پیرامون این شخصیت. از عقاد و طه حسین بگیر تا علمای شیعه. هر کتابی را که مرتبط با امام علی بود، خواندم. با مطالعه این کتاب ها متوجه شدم که همه در مورد ولایت امام علی، حقانیت یا عدم حقانیت او صحبت کرده اند و شخصیت بزرگ او در این بحث ها گم شده است. چندان در حواشی مسأله خلافت فرو مانده اند که چهره نورانی علی را ندیده اند. زمامداری علی را دیده اند؛ اما از انسانیت او مغفول مانده اند.من سیراب نشدم. پس شخصیت درخشان و بزرگ او را شکافتم. فقد بقرت عبقریته! دوباره برگشتم به کنار سرچشمه های مرجعیون، عیون مرجعیون و نهج البلاغه دوران کودکی، اما با روشی جدید. همه کتاب هایم درباره امام علی را همین گونه نوشتم… . 


اولین کتاب  و ماجرای نوشتن آن

 ماجرای این کتاب اولم خیلی زیباست. من همان طور که متنش را می نوشتم، سردبیر مجله الرساله آمد و گفت به ما بده که شماره به شماره چاپ کنیم. من قبول نکردم. بعد از اصرار و الحاح فراوان او عاقبت دو قسمت از متن را به او دادم. بلافاصله بعد از چاپ، رئیس کشیشان و راهبان فرقه کرملیه (از فرق مارونی مسیحی) گفت: من خودم این را به هزینه خودم چاپ می کنم. طبیعتاً خیلی خوشحال شدم. برای این که دیدم از دست این ناشرها – که عمده شان واقعاً دزدند- خلاصی یافته ام. 

بعد هم  مسیحی ها  آمدند پهلوی من ذوق زده و شادان. می گفتند تو عرب را سرافراز کرده ای. پول جمع کرده بودند و می خواستند پول چاپ کتاب را به من بدهند. گفتم این کتاب را با پول خودم چاپ نکرده ام و رئیس راهبان کارملیه چاپ کرده. رفتند که به او پول بدهند. او گفت خجالت بکشید، من این را چاپ نکرده ام. این پول راهبانی است که در اینجا عبادت می کنند. ببرید این پول را بدهید به فقرا.بعدها آن کشیش – رئیس راهبان کارملیه – به من گفت من امام علی را دوست دارم و از برکت او فقرای ما نیز به نوایی رسیدند. 


امام علی از مسیح بالاتر است

 در یکی از کتابفروشی های پاریس من کتابی از لامارتین گیر آوردم، قدیمی، راجع به پیامبر اسلام که کتاب بسیار نفیسی است؛ اما متأسفانه مسلمانان دنبال این چیزها نیستند. مثلاً همین “علی و الثوره الفرینسیه” را هیچ مسلمانی نیامده است به فرانسه ترجمه کند. آیا ترجمه این کتاب خدمتی به اسلام نیست؟ آیا مسیحیان باید این کتاب حاضر و آماده را به فرانسه ترجمه کنند؟آیا کتاب “امام علی و قومیت عربی” که یک کتاب بسیار دقیق است که چگونه امام از مسأله قومیت و به دور از ناسیونالیسم منحط به انسانیت می رسد، شایسته تحقیق و تتبع نیست؟ من عقیده دارم امام علی از مسیح بالاتر است. من شیفته شخصیت انسانی امام شده ام.


خاطره ای از پدر سنگ تراش من

ما کلاً مسیحی بوده ایم و بالطبع به امامت امام علی اعتقادی نداریم. من در خانواده ای مسیحی بزرگ شده ام که اعتقاد به این چیزها نداریم، اما بگذارید خاطره ای با مزه برایتان تعریف کنم. پدر من حجار بود، سنگ تراش. کارهایش را می فروخت و به دهات اطراف می برد و روزی اش از این راه به دست می آید. اما سنگی را در خانه نگاه داشته بود و دو سال روی آن کار می کرد. بعد که کارش تمام شد آن را به سر در خانه مان آویخت؛ سر در خانه یک خانواده مسیحی در ده مسیحی نشین مرجعیون.  روی آن سنگ نوشته شده بود:

“لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار”

منبع:

. mouood.org

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده