سلبریتی هایی که واردند ، وارد شوند

سلبریتی ها مهمند هم خودشان هم حرفها و نظرهای شان در مسائل ریز و درشت اما اینها که گروه مرجع جوانانند در همه امور واردند و باید ورود پیدا کنند؟ حتی اگر بعد هم از آنها ببخشید و اشتباه کردیم و …بشنویم ؟

0

سلبریتی ها این روزها فضای مجازی را پر کرده اند از عکس و تصویر و کلیپ و …اظهار نظر در مورد همه چیز.
این جایگاه مهم برای سلبریتی ها از کجا آمده است؟
اصلا معنای سلبریتی چیست؟
سلبریتی را در یک تعریف تک واژه ای می توان مترادف “ستاره” دانست؛ ستاره هایی که در آسمان هر جامعه ای چندصباحی می درخشند و بعد افول می کنند و جای خود را به ستاره های جدید می دهند.
سلبریتی با این تعریف می تواند هر فرد مهم و تاثیرگذاری در زمینه ها و حوزه های مختلف مثل سیاست، علم، ورزش، موسیقی و نهایتا سینما باشد. البته عملا در خیلی از جامعه ها از جمله در جامعه خودمان معنای سلبریتی منحصر شده به ستاره های سینما و بس. در حالی که در واقع خیلی از چهره های ورزشی و سیاسی و فرهنگی هم می توانند سلبریتی باشند. مثلا چه اشکالی دارد که آقای ظریف دیپلمات برجسته این سال های کشورما یک سلبریتی باشد و البته هست. یا چرا کیمیا علیزاده اقلا در یک مقطع زمانی که در ورزش بانوان در سطح جهانی درخشیده، سلبریتی نباشد مخصوصا برای دختران جوان ما؟
به هر حال اما باید گفت که معمولا سلبریتی ها مشهورند و در بین مردم محبوب. برای همین هم در هر حوزه ای که باشند، معمولا اعمال و رفتار و سکنات شان مورد توجه و تقلید است از لباس پوشیدن، مدل آرایش و … تا رفتارهای اجتماعی و سیاسی شان . این است که عملا سلبریتی ها عهده دار تبلیغ و ارائه برندها و مدها و مدل های تازه هستند و این خود یک منبع درآمدزایی مهم است برای شان.
اما سلبریتی ها این شهرت و محبوبیت شان را از کجا می آورند؟ از رسانه ها . اگر رسانه های جمعی نباشند که روزی همراه امواج رادیویی و تلویزیونی و یا روی جلد مجلات و تیتر اول روزنامه های شدن مطرح شان کنند و روز دیگر با طرح کردن شان در فضای مجازی به تواتر و مکرر، سلریتی نمی شوند.
البته خیلی رسانه ها هم از این مسیر درآمدزا می شوند . یعنی عملا یک تبادل و معامله میان این دو در جریان است برای بقا و مطرح بودن و کسب در آمد و…
به این ترتیب آنچه خیلی مهم است در این تبادل این است که رسانه هیچ وقت از حرف و فکر و یاد این سلبریتی های عزیز خالی نشود، حالا به هر بهانه ای، از امور داخلی و خصوصی و خانوادگی شان گرفته تا امور سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جاری در جامعه.

به یاد خاطره ای افتادم از ایام نوجوانی ام؛ وقتی که گوگوش ستاره آن روزهای دنیای هنر و موسیقی و خوانندگی بود و بقول امروزیها مطرح ترین سلبریتی. یک بار یکی از مجلاتی که نوعا از عکس روی جلدش تا مطالب داخل صفحاتش را به امور ریز و درشت زندگی سلبریتی ها اختصاص می داد، مطلبی نوشت در مورد دعوای خانگی گوگوش با شوهرش و به تفصیل ماجرای لنگه کفش پرت کردن شوهر گوگوش را به سمت او نوشت! همان روزها با خود فکر کردم که اگر این گوگوش قرار است ستاره دختران ما باشد و خودش و همه اجزای زندگی اش هم مورد تقلید، واقعا چرا باید دعوای خانوادگی را با همه جزئیات حتی پرتاب لنگه کفش در مورد او به تفصیل بگویند؟! الان که فکر می کنم می بینم برای این که قرار بود گوگوش به هر حال مطرح باشد، ولو با لنگه کفش خوردن؟!
یعنی اصلا مهم نیست که همه خصلت ها و رفتارهای این سلبریتی جالب و مثبت باشد. مهم این است که سلبریتی همیشه در نقطه ای باشد که دیده شود، همین! اگر هم می خواهد مورد تقلید باشد چه عیبی دارد از لنگه کفش خوردن و توهین شدن گوگوش هم تقلید شود!
و این یعنی میانگین سطح فرهنگ و رفتار جمعی که باید از سلبریتی ها تقلید شود، از حد متوسط جامعه هم پایین تر آمدن و این مرجع رفتاری و الگوی زندگی را پیش چشم جوانان قرار دادن.
این روزها اما سطح سلبریتی های ما بالاتر رفته است . منظورمان از سلبریتی دقیقا در اینجا به معنای همان ستاره های سینماست به معنای اخص کلمه.
حالا دیگر سلبریتی های ما در همه امور جاری مثل سیاست، اقتصاد، فرهنگ و امور اجتماعی به صورت تام و تمام دخالت می کنند و این البته خودبخود خوب است ومثبت. گاهی دخالت ها در حد اظهار نظر و حرف است و گاه وارد گود عمل می شوند، با حضورشان در محافل مختلف از یک کاندیدای ریاست جمهوری طرفداری می کنند و یا در میان بچه های کار حاضر می شوند و با آنها عکس یادگاری می گیرند. این هم می تواند بی اشکال باشد به شرط این که …
شرطش خیلی مهم است.
وقتی قرار است سلبریتی ها با حضور در محافل و مهم تر از آن با فعالیت پیگیر و بی امان در فضای مجازی در مورد امور مختلف به مردم راهنمایی کنند و جهت بدهند و راه درست و غلط را نشان بدهند و … حتما شرط دارد.
شرطش خیلی مهم است. وقتی قرار است ما مرجع بشویم خودمان و نظرات و حرف های مان، آیا باید در مورد آنچه می گوییم خبر و اطلاعی داشته باشیم یا نه؟ باید مطالعه کرده باشیم و اول و آخر امور را بدانیم یا نه ؟ باید از ظاهر و باطن مسائل سردربیاوریم و بعد حرف بزنیم یا نه ، همین طوری وارد گود شویم و میداندار شویم ؟

البته که اگر خودمان ندانیم و احاطه نداشته باشیم به اموری که در آن وارد می شویم ، حتما کسی یا کسانی باید به ما اطلاعات و تحلیل و موضع گیری بدهند.
در آن صورت باز هم ما می شویم بازیگر. یعنی همانطور که در سینما یک سناریو جلوی ما می گذارند و ما در ازای قراردادی که بسته ایم و دستمزدی که گرفته ایم باید نقشی را عهده دار شویم و بازی کنیم، دیالوگی را حفظ کنیم و بگوییم، اینجا هم حتما باید یک کسانی که سررشته دارند و می دانند و البته منافع دارند و رشته خیلی از آن امور که واردش شده ایم در دستان با کفایت شان است، باید سناریویی تمام و کمال به دست ما بدهند و نقش ما و دیالوگ مان را هم تعیین کنند و به روی صحنه هدایت مان کنند!
چرا؟ چون ما محبوبیم و مشهوریم و در فضای مجازی میلیونها طرفدار و فالوور داریم و با یک حرف ما و یک ژست ما کلی تصمیم های مردم می تواند تعیین می شود و کلی رای جابجا می شود و کلی پول به جیب یکی می رود و …
حرف ما به این سلبریتی های عزیز این روزها این است که :
عزیزان ! شما که می خواهید به صحنه های جدی سیاسی و اجتماعی و… وارد شوید
شما که قرار است چشم و گوش کلی آدم به سیما و صدای شما باشد
شما که می خواهید در امور مهم و سرنوشت ساز جامعه تان حرف بزنید
لطفا با چشم و گوش باز به صحنه بیایید و حرف بزنید.
بازیگری در این صحنه دیگر برازنده شما نیست.
حالا شما در جای یک صاحب نظر باید قرار بگیرید.
وگرنه…
وگرنه همین می شود که شده است.
این روزها شبکه اجتماعی پرشده از ببخشید و پوزش و … که یک روز شما را به رای دادن ترغیب کردیم. آن روز منافع حزبی و گروهی و… عده ای را تامین و تضمین کردید و حالا می گویید اشتباه کردیم. آیا شما را در این مواضع و فعالیت ها منافعی بود؟ اگر بله پشیمانی چرا و اگر نه، دخالت از نوع یقه درانه و پرجوش و خروش چرا؟
القصه این روزها سلبریتی های عزیز همچنان بر همان سیاق و به همان شکل یعنی با سناریوی از قبل آماده توسط کارگردانان بعضی جناح ها و گروه ها و ….بازهم در صحنه اند و برای هر چیز ریز و درشت تحلیل و نظر دارند و بالاتر از آن موضع سفت و سخت و انتقاد محکم و اعتراض و تهدید و …
نگران آنیم که فردا از همین یکی مواضع و برخوردها و… هم اظهار پشیمانی و عذرخواهی کنند!
اما عزیزان!
چرا عاقل کند کاری
که باز آرد پشیمانی

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده