یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶

زن سرخ پوش، نماد عشقی که به آن نیاز داریم

این روزها مردمی که علاقمندند به تئاتر و هنرهای نمایشی، شاهد اجرای تئاتر”عشق، سرخ مى پوشد” هستند در تهران به کارگردانی دکتر حامد سلیمان زاده و اجرای گروه هنری ایجاز؛ تئاتری که سوژه اصلی اش زنی سرخ پوش است؛ آشنای سال های نه چندان دور تهرانی ها که گوشه ای از میدان فردوسی می ایستاد و …

جانان فرزان/

حامد سلیمان زاده کارگردان تئاتر است و اهل مشهد. هنوز به ۳۰ سالگی نرسیده اما هم در عرصه تئاتر موفق است و هم در عرصه تحقیق و پژوهش هنر. در حوزه هنر قلم می زند و تدریس می کند.  در کارنامه هنری او ساخت شش فیلم کوتاه تجربه گرا را می بینیم  و هم ساخت مستند بلند”از پاریس تا رم” را.  کارگردان چندین پرفورمنس از جمله  تئاترهای «هملت و دیگران»، «هملت و من» و “هملت و تو” و ایجاد کننده گروه هنری ایجاز است.

    

آقای سلیمان زاده شما به عنوان کارگردان پرفورمنس “عشق، سرخ مى پوشد” که ٢تا١٧ دیماه اجرا می شود، راجع به کار برای ما توضیح بدهید.

– خیلی ممنون که من را به این گفتگو دعوت کردید. زن سرخ پوش از سوژه های معاصر ماست که خیلی ذهن من را درگیر کرد. فکر می کنم این سوژه این قدر جالب است که قابلیت بدل شدن به یک نماد شهری در تهران را دارد.

 

از نحوه آشنایی با سوژه بفرمایید واینکه چطور در ذهن شما شکل گرفت و  پرداخت و بسط این داستان و ایده اولیه پرفورمنس چگونه پدید آمد؟

– مصاحبه ای را می شنیدم در مورد زن سرخپوشی که ۳۰-۲۰ سال در میدان فردوسی با لباس ها و پوشش کاملا سرخ می ایستاده و بر اساس شنیده ها منتظر کسی بوده است و البته بعدا هم ناپدید شده است. به نظر من با ناپدید شدن او شاید الهه عشق هم در تهران نا پدید شده. در واقع من فکر می کنم که واقعاً ایستادگی ،استقامت و هویت این زن در تاریخ ایران قابل مثال زدن باشد.

بعد این به شما یک ایده داد برای یک کار نمایشی؟ یعنی این موضوع قابلیت یک سوژه نمایشی شدن را داشت ؟

– بله، شما در نظر بگیرید که یک زن به عنوان یک  اَکت همیشه از صبح تا غروب یک جا بایستد. برای یک نمایش، این یک قسمت اجراست و قسمت دیگر، محتوایی است که آن زن  از این ایستادن دنبال می کند. من سعی کردم این ایده را برای یک نمایش انتخاب کنم.این در حالی بود که من قبلا قصد داشتم نسخه چهارم هملت را کار کنم، اما یک باره این قصه طوری درگیرم کرد که احساس کردم که الان وقت ارائه این اثر است. برای اجرای این اثر هم سعی ام بر این بود که با استفاده از تعالیم پرفورمنس آرت که مبتنی بر سکون ،عدم تداوم و تکرار است، چندتا قاب بر اساس بخش هایی از زندگی آن زن طراحی کنم در مدت حدود  ۵٠دقیقه، با موسیقی ای که توسط آقای آراد عسگری ساخته شده است.

جز آن مصاحبه رادیویی برای تولید این کار شما تحقیقات دیگری هم در مورد این موضوع داشتید؟

– بله، حتما باید خودمان هم تحقیق می کردیم. اصلا تولید کار  بر اساس تحقیقات میدانی و مکتوبی که خودمان داشتیم، صورت گرفت.

 

شنیدیم که از دانشجویان خودتان در این کار به عنوان بازیگر استفاده کردید؟

– بله و خیلی هم از این همکاری با بچه های دانشجوی خودم راضی هستم. کار قبلی ام هم با آنها بود. من در واقع گروه جدیدم را به نام گروه ایجاز مهر سال ٩۴ تاسیس کردم که اولین تولیدش کار هملت و تو بودکه اسفند ٩۴ اجرا شد و کار بعدی مان هم هذیان یک خفته بود که در مجموعه تئاترشهر در تالار قشقایی اجراشد. این کار “عشق،سرخ می پوشد” هم کار آخرمان است.

 

برای ما بگویید که پیش از اجرای کار روند تمرین ها چطور بود و چقدر طول کشید؟

–  روند تمرین ها با گروه ایجاز یک دوره دو ماه و نیمه طول کشید. در این مدت ما با گروهی متشکل از ١١ بازیگر تمرین کردیم که همان طور که شما هم اشاره کردید، تعدادی شان از دانشجویان من بوده اند که در رشته کارگردانی تئاتر مشغول درس خواندنند. در این مدت گروه به طور مداوم در حال کار و تمرین بوده، است. البته ایده این کار را من حدود چهار ماه قبل از اجرا مطرح کردم و به شکل جدی حدود سه ماه پیش تمرینات شروع شد. تمرین ها هم چند بخش دارد: یک بخش آماده سازی روحی وروانی بازیگران است که در دستور کار ماست. به علت اینکه موضوع نمایش، موضوعی است که اگر بازیگر و مدل نتواند با احساس خودش درکش کند و اگر نتواند با موضوع همذات پنداری کند، طبیعتا نمی تواند با ایفای نقش حیلی خوب  کشش و مغناطیسی را به مخاطب منتقل کند. در آن صورت ما در کارمان بازنده خواهیم بود. بنابر این من سعی کردم که جدای از تمرینات تکنیکال، تمرین هایی را هم طراحی کنم برای آماده سازی روحی- روانی بازیگران. برای همین هم خیلی روزها بازیگرها به میدان فردوسی می رفتند، همان جایی که آن زن ایستاده بود و در مورد او از مردم سوال می کردند تا منتظر بودن او را احساس کنند. انگار ما در این اثر ده ها زن تکثیر شده سرخ پوش داریم که می خواهند عشق را به عنوان نشانه امید به زندگی به نسل بعد تقدیم کنند.

 

اشاره ای داشتید به این که احساس کردید در این زمان، لازم است این ایده در قالب یک نمایش مطرح شود. چرا شما چنین الزامی را  احساس کردید؟

– اینکه چرا الزام اجرا را الان می بینم، به نظرم به دلیل فقدان نیروی احساسی، ارتباطی، از دست رفتن مفهوم اصیل عشق است. ما در این نمایش می بینیم که معشوق در اصل  غایب است ولی امروز ما متاسفانه شاهدیم که اگر عاشق به محض این که معشوق را به لحاظ فیزیکی در کنار خودش نداشته باشد، شاید سریعا دنبال یک جایگزینی برای او برود و به گزینه دیگری فکر کند. یعنی الان معنای عشق  دچار یک استحاله منفی شده و ما از عشق یک برداشت غیر انسانی و غیر اخلاقی داریم. الان ما بیشتر عشق را تقلیل دادیم به مفهومی گذرا و غریزی. در این اثر ما با غیاب معشوق و اینکه عاشق در انتظار اوست، مفهوم فیزیک را در مورد عشق کلاً برداشتیم.  در واقع به نظرم عشق زن سرخ پوش را می شود به شکل یک آلترناتیو و جایگزین برای اذهان جوان های امروزی طرح کرد؛ آلترناتیوی  کارآمد تا بدانند حمل این اسطوره ها در ذهن چقدر می تواند انسان را امیدوار کند، جلوی خستگی انسان را بگیرد، به انسان مفاهیم عالی اخلاقی را منتقل کندو به همین خاطر فکر می کنم که دقیقا الان وقتش بود که این سوژه مطرح شود. البته برای ما  فصل هم مهم بود. الان فصل سرماست و عشق همیشه با حرارت تعریف شده و این تضادی که هم محتوای این کار و هم رنگ قرمزش با این فصل می سازد، به نظر من یک کنتراست معنایی خوبی ایجاد می کند.

 

یعنی شما دارید از یک نوع خاص عشق با این نمایش برای جوان های امروزی حرف می  زنید؟

– بله به اعتقاد من ما سه مرحله عشق یا سه نوع عشق داریم.  عشق اول عشق زمینی است، عشقی نزدیک به شهوت مثل عشق زلیخا به یوسف ،عشق دوم عشق زمینی- آسمانی است که ما به آن عشق رمانتیک می گوییم مثل عشقی که برای حضرت موسی اتفاق می افتد و عشق سوم عشق الهی است که همان عشق حقیقی است و بین انسان و خدای خودش اتفاق می افتد. من فکر می کنم که ما باید جوان ها را با مفاهیم غیر زمینی عشق هم آشنا کنیم.

 

می خواهیم بدانیم این کار تا کی اجرا می شود و کار بعدی آقای سلیمان زاده چیست؟

–  این اجرا که از دوم دی ماه  هر روز ساعت ۵/۵  در تماشاخانه دراما  به نمایش در آمده تا ۱۷ دی ماه ادامه دارد. برای کار بعدی من می روم به سراغ جلد چهارم هملت که ان شاءالله طبق هماهنگی های صورت گرفته در مجموعه تئاتر شهر اجرایش می کنیم.

 

آقای سلیمان زاده شما از ان دسته هنرمندانی هستید که برای هنر رسالتی و کاری خاص قائل است؟

–  بله، من احساس می کنم وظیفه هنر نقد است، وظیفه هنر پرسش است، وظیفه هنر درگیر نشدن با مسائلی است که می شود از تریبون های دیگر هم به آنها پرداخت. هنر اتفاق مستقلی است،هنر مستقیما با روح انسانی در ارتباط است و به نظرم باید به این ساحت هنر بیشتر توجه شود. شاید حرفی که می زنم کمی رمانتیک باشد ولی ساحتی که بتواند ما را دگرگون کند. هنر این قدرت را دارد که بتواند هستی ما را دگرگون کند. اصلا اثر هنری به نظر من به معنای تاثیر اس،ت یعنی چیزی که تاثیر ندارد اثر نیست.

هدف تماشاچی عام بعنوان انتخاب تئاتر که نه تنها جنبه فراغت انسان و لذت از نمایش است،هدفی که در نظر گرفته می شود. برای رشد و تعالی فکر و اندیشه انسان چیست؟

– اساسا من همیشه احساس می کنم که تماشاچی وقتی که از سالن بیرون می رود، شاید تا سال ها حتی تا آخرعمرش با این پرسشی که ما برایش ایجاد کردیم، زندگی کند یا آن را در جاهای دیگر تکثیر کند یا به آگاهی اش عمق ببخشد. پس هدف ما اساسا ایجاد این اثر است. امیدوارم همین مسیر را ادامه بدهم. واعتقادم هم بر تئاتر دیالوگ محور نیست، نه اینکه دنبالش نکنم، من این نوع تئاتر را هم دوست دارم، به شرطی که کلمات همقدرت با تصاویر باشند، یعنی امر دیداری شنیداری باشد بیشتر تئاتر را یک امر دیداری می دانم و فکر می کنم که می شود با ادامه این شیوه به جاهای خوبی رسید.

 

و حرف آخر …؟

–  و حرف آخرم ، این که چیز مهم برای انسان امروز پرسیدن است و معماهاست و نگشتن به دنبال راه حل . پاسکال جمله ای دارد که می گوید در جهانی که همه چیزش معماست، به دنبال راه حل می گردند. ما هم نه خیلی به دنبال راه حل گشتیم و نه می خواهیم این را تشویق کنیم . ما اتفاقا می خواهیم بیشتر به معماها و پرسش ها بپردازیم. در همین اجرا ما خیلی علاقه مند بودیم که مثلا بدانیم آن زن سرخ پوش در داخل آن بقچه خودش چه داشته و البته  به نتیجه ای هم نرسیدیم. در آن بقچه شاید نشانه ای بوده از معشوق که این زن هر روز با خودش حمل می کرده تا آن را در کنار خودش داشته باشد، یعنی حداقل نشانه ای از او را همیشه همراه خودش داشته باشد.

سپاسگزاریم از وقتی که به ما دادید.

 

/انتهای متن/

1 Comment

  1. اکبر امیری گفت:

    عالی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد