راهکارهای حقوقی که جلوی کلاهبرداری را می گیرد

برای انجام هر کاری، مخصوصا اگر ابعاد قانونی و رسمی دارد، باید یا خودمان وارد باشیم یا با یک آدم وارد و آشنا همراه شویم وگرنه بلایی بسر ما می آید که بسر افسانه آمده که تنها سرمایه خانواده را که یک خانه بوده، در معامله ای جعلی با یک کلاهبردار از دست داده است.

0

افسانه خانم با وحشت و اندوه مراجعه کرده و دنبال چاره ای می گردد که سرمایه از دست داده را برگرداند؛ سرمایه ای که تنها دارایی یک خانواده است بعد از یک عمر زندگی . او می گوید:

شوهرم آقایی کرد و خانه ای را که با زحمت و تلاش یک عمر خریده بودیم، به اسم من کرد. اخیراً بعد از بازنشستگی شوهرم، فکر کردیم که این خانه مان را که قدیمی شده، بفروشیم و حق سنواتی را که بعد از بازنشستگی به شوهرم دادند، روی آن بگذاریم و خانه ای کمی بزرگتر و نوسازتر بخریم.

برای همین به بنگاه ها برای فروش خانه سپردم، اما هر چه صبرکردم مشتری نمی آمد و یا اگر هم می آمد ، قیمتی کم پیشنهاد می دادند. من هم مبلغ خاصی برای فروش در نظر گرفته بودم که با اضافه کردن چند میلیون تومان می توانستیم خانه بهتری بخریم. ولی مشتری پیدا نمی شد و همه زیر قیمت می خواستند. تا اینکه خواهرم زنگ زد و گفت که خانمی بسیار ثروتمند را می شناسد که قدرت خرید بالایی دارد و می خواهد خانه را بیشتر از قیمت پیشنهادی ما بخرد. من هم خوشحال شدم و قبول کردم.

در این مدت شوهرم برای دیدن اقوامش و ایام عزاداری محرم، به شهرستان رفته بود. من هم با خودم گفتم که  تا شوهرم نیست خانه را به این هستی خانم می فروشم و شوهرم را هم خوشحال می کنم.

هستی خانم با سر و وضع بسیار شیک و امروزی، با یک ماشین شاسی بلند آمد و گفت خانه را می خرم و بلافاصله هم مرا به یکی از بنگاه های محل برد و قولنامه ای امضا کردیم. قرار شد این خانم پول ما را نقد بدهد و برای این که تا شهریور در آن خانه باشم، ۳۵ میلیون از پول را هم بابت رهن خانه پیش من ماند تا خانه دیگری پیدا کنم و خانه را تخلیه کنم و به او بدهم. بعد از چند ماهی آمد و با خوشحالی گفت: من خانه را به کس دیگری با قیمتی پایین تر از آنچه از شما خریده بودم، فروخته ام. بعد هم مرا بسرعت با خود برای طی مراحل مختلف مثل عوارض شهرداری و ثبت و هرجای دیگری که لازم بود، برد و در نهایت هم به محضر اسناد رسمی رفتیم  تا سند خانه را که آماده شده بود، امضا کنم. یعنی من خانه ام را به دست خودم فروختم، به کسی غیر از هستی خانم که از من خریده بود. هستی خانه را از من با قیمت بیشتر خرید و برای این که کلاهبرداری او را متوجه نشوم، به دیگری فروخت زیر قیمت، که خود را خلاص کند، و مشتری را راضی برگرداند. من هم با خیال راحت سند را امضا کردم و قرار شد شهریورماه، خانه را با گرفتن ودیعه ام به او تحویل بدهم.

ماه مهر که قرار بود چکی که به من داده بود نقد شود، وقتی به بانک رفتم گفتند: مبلغ این چک به حروف و به عدد با هم مغایرت دارد و اصلا امضای چک مخدوش است و امضای صاحب چک چیز دیگریست. خیلی ناراحت شدم.

 دنیا روی سرم خراب شد. یعنی اعتماد شوهرم را هم از دست می دادم اگر این معامله خراب می شد و چک برمی گشت. چک به دلیل مغایرت نوشته هایش اصلا ارزش قانونی نداشت که بانک برگشت بزند و به من برگردانند.

 به اداره آگاهی مراجعه کردم. معلوم شد که هستی خانم کلاهبردار ماهری است و از افراد زیادی کلاهبرداری کرده که همه آنها به آنجا مراجعه کرده بودند و از او شکایت داشتند. از زن و مرد، در همه زمینه ها کلاهبرداری کرده بود. از کسی ۸۰۰ میلیون تومان طلا گرفته بود که کار کند. از کسانی فرش خریده بود و چک داده بود و از کسان دیگر پول های هنگفت گرفته بود. هیچکس از او خبر نداشت و آدرسی از او نداشتند. آگاهی به ما گفت: این زن کلاهبردار است و چک های زیادی دست مردم دارد و پول نزول می داده و مردم زیادی را بیچاره کرده. ولی هنوز کسی نتوانسته از او شکایت کند. چون با وجود بی سوادی، خلأهای قانونی را می شناسد و قانون را دور می زند.

 تنها شانسی که من آوردم، این بود که او، چک شوهرش را به من داده است که با بقیه فرق داشتم. رفتم مغازه شوهرش را پیدا کردم. او نیز از دست زن کلاهبردارش شاکی و از او ناراحت بود و گفت که علیه همسرش که خیلی از مردم را بیچاره کرده، شکایت کرده.

حالا کار من با این چک و مبایعه نامه به کجا می کشد؟ آیا می توانم به پولم برسم و از این غصه راحت شوم؟ آیا می توانم خانه ام را پس بگیرم؟

 

  • پاسخ دکتر فرزانه اژدری:

همیشه هستند کسانی که با زرنگی، از وجود خلأهای اقتصادی و اجتماعی و فردی آدمها سوء استفاده کرده و برای خود پول و مقام و قدرت و … کسب می کنند و به زعم خود از این راه ها می توانند پول روی پول بگذارند و به سودهای کلان برسند.  یکی از این خلأهای مهم، عدم اطلاع افراد از حق و حقوق شان است و دیگری طمعی است که گاهی باعث نابودی افراد و از دست رفتن حق و حقوق شان می شود.

 

 بعد از شنیدن صحبت های افسانه و بررسی مدارکش این توصیه ها به ایشان شد:

  1. چکی که نزد ایشان است بابت ثمن (قیمت مورد معامله) به وی داده شده است. ولی از آنجا که هستی زنی بی سواد ولی زرنگ و کلاهبردار است، به عمد یا به خطا، مبلغ به حروف را چیزی نوشته و به عدد را مبلغ دیگری ذکر کرده. در واقع اصلا این چک، چک خریدار نیست بلکه چک متعلق به فرد دیگری است که نزد او بوده.
  2. این خانم باید برای انتقال چک به غیر، پشت چک را امضا می کرد. در حالی که هیچ امضایی از هستی در پشت چک دیده نمی شود. به این ترتیب الان باید علیه صادرکننده چک که شوهر هستی است، وارد شکایت بشوید.
  3. در عین حال چون از این چک در مبایعه نامه هیچ اسمی نیامده، نمی توان ادعا کرد که بابت ثمن معامله است، چون نه شماره چک و نه مبلغ آن در مبایعه نامه قید نشده و کلا مبایعه نامه به نام دیگری است.
  4. البته چک به عنوان سند رسمی نزد افسانه خانم است. می توان علیه صادر کننده چک، اقدام به شکایت کیفری کرد به دلیل عدم دریافت وجه چک و عدم انطباق و مخدوش بودن.
  5. در مبایعه نامه که به نام افسانه و هستی نوشته شده با نظارت مشاور املاک، قید شده که مبلغ مبایعه نامه نقدا از طریق کارت به کارت منتقل شده. در این صورت، باید هم شماره حساب کارت مبدأ و هم شماره حساب کارت مقصد در مبایعه نامه قید شده باشد و رسید دستگاه خودپرداز بانک هم در دست افسانه باشد و ضمیمه مدارک دیگر پرونده شده باشد. با توجه به این که اصلا هیچ رسیدی در پرونده نیست و اصولا پولی کارت به کارت نشده و پولی به حساب افسانه وارد نشده، ظاهرا بنگاه دار در آن زمان گفته: اینجا می نویسم کارت به کارت شد، شما امضا کن و برو بیرون از بنگاه و او به شما چک می دهد. که بعد هم هستی همین چک مخدوش و مال غیر را بدون پشت نویسی به افسانه داده؛ بدون درج شماره چک و مبلغ و تاریخ سررسید در مبایعه نامه. حالا افسانه باید کفش آهنی بپوشد و به دنبال حقوق از دست رفته خود برود و به دنبال باز پس گرفتن حق خود از شخص دیگری غیر از هستی باشد.
  6. هستی دراین میان پول حاصل از فروش خانه افسانه  را برداشته و رفته و دیگر نه تلفن جواب می دهد و نه آدرسی از وی در دست است. و آدرس در مبایعه نامه نیز اشتباه است و ظاهراً از ابتدا هم اشتباه بوده. شانسی که افسانه آورده این است که چک بنام شوهر هستی است و مثل بقیه مال باخته ها نه خود او.
  7. نهایتا به افسانه پیشنهاد شد که شما در حال حاضر می توانید قبل از ابطال سند رسمی خانه، می توانید علیه شوهر هستی، که چک با امضای اوست و در دست شماست شکایت کنید. چون چک متعلق به ایشان است و همه مشکلات چک به عهده وی می باشد. اینکه وی از همسرش شکایت کرده جای خود، ولی باید مبلغ چک را پرداخت نماید.
  8. بعلاوه شما می توانید از صاحب مشاور املاک که قانوناً مسئولیت نوشتن مبایعه نامه و تنظیم آن را به عهده داشته، به اتحادیه مربوطه شکایت کنید. زیرا او قانونا از کم و کیف نوشتن مبایعه نامه آگاه است و طبق قانون باید ریز مطالب مبایعه نامه و انطباق آن با قانون را رعایت کند. اینکه او در مورد ثمن معامله، مخدوش و متقلبانه عمل کرده، مجرم است و همدست کلاهبردار اصلی و شریک جرم محسوب می شود. البته متاسفانه ظاهرا این بنگاه هم در حال حاضر بسته و محل را ترک کرده و هیچ تلفنی را هم جواب نمی دهد.
  9. وقتی توانستید مخدوش بودن معامله اول را اثبات کنید، می توانید برای فسخ سند معامله به دلیل مخدوش بودن مبایعه نامه، در دادگاه حقوقی شکایت کنید. جریان این پرونده تا رسیدن به نتیجه، یکی دو سال وقت می برد.
  10. شما نیز می توانید در پرونده کیفری “هستی” که در آگاهی دارد، وارد شوید و مشکل خود را با ایشان، به صورت شکایت از این کلاهبردار، مطرح کنید و به نوعی جزو شاکیان هستی در پرونده کلاهبرداری شوید. در صورت رسیدگی به پرونده، شما نیز با مدارک موجود در دست تان، از وی شکایت کنید تا به حقوق خود برسید.

 

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده