در مورد همسران شهدا کم کاری شده است

جهاد شهید در میدان جنگ است و جهاد همسرش در میدان زندگی اما معمولا جهاد همسر شهید و تحمل های بی حد او پس از شهادت همسر، کمتر دیده می شود. این، حرف همسرشهید مدافع حرم محمدحسین مرادی است که فرزند شهید داود امامی هم هست و هم پایه گذارموسسه “رباب حرم”.

0

امتحانش سخت نیست. کافیست برای چند روز همسرتان را به جای خوش آب و هوایی بفرستید و مطمئن باشید به او خوش می گذرد و خودتان بمانید با مسئولیت زندگی و بچه ها. جدا از بحث اینکه باید حرص بخورید که چرا او آنجا و من اینجا؛ مسئولیت زندگی و بچه ها هم برای خودش پروژه ایست. همسر شما بعد از چند روز برمی گردد و دوباره زندگی روال عادی خود را پیش می گیرد. اما شهدای دفاع مقدس و حالا مدافعان حرم که بنا به آیه قرآن نزد خدای خود قرار می گیرند و روزی می خورند، قرار نیست برگردند. آنها برای همیشه رفتند و همسران و فرزندانشان را با یک دنیا تنهایی و خاطره و دلتنگی تنها گذاشته اند. همه اینها یک طرف و مسئولیت زندگی که این شیرزنان باید آن را یک تنه به دوش بکشند یک طرف. همسران مدافعان حرم که تازه چندسالی است مردان شان را از دست داده اند گرد هم آمده اند و موسسه ای به نام “رباب حرم” را تأسیس کرده اند. با “زهرا امامی” مسئول موسسه و دانشجوی دکترای علوم سیاسی، صحبت کردیم تا در مورد فعالیت های موسسه و اهداف آن بیشتر بدانیم.

هدف موسسه رباب کار کردن در مورد نقش همسری همسران شهدای حرم است.ما با صحبت کردن از شهدا، منش شهدا و اهداف آنها و اینکه آنها در چه مسیری قرار گرفتند و رفتن آنها با ایستادگی همسرانشان ادامه پیدا می کند و … سعی داریم ایثار همسر شهید را بیان کنیم.خانم امامی عزیز، ایده اولیه موسسه رباب از کجا شکل گرفت؟

  • سه سالم بود که پدرم مفقود شد. پیکر ایشان بعد از هشت سال یعنی وقتی ۱۱ سال داشتم به خانواده ما برگشت. اکثر دوستانم فرزند شهید یا فرزند جانباز ۵۰ یا ۷۰درصد بودند. دوستان مادرم هم اکثرا همسر شهید یا جانباز بودند. من در چنین فضایی بزرگ شدم. زمانی که متأهل شدم، بعد از گذشت حدود هشت سال از زندگی مشترک مان، همسرم راهی سوریه شد و ایشانون هم به شهادت رسید. همسرم در همان سال های اول جنگ سوریه به شهادت رسیدند، الان حدود چهار سال می شود. از دوره کودکی به ویژه وقتی همسرم در راه خدا رفت، این سوال در ذهنم شکل گرفت و حتی به نوعی دغدغه ام شد که چرا بین تمام کسانی که با شهید نسبت یا ارتباطی دارند، کمترین یاد از همسران شهدا می شود. می توان به جرأت گفت در مورد آنها بسیار کم کاری شده است.

به هر حال بعد از شهادت یک عزیز همه اعضای خانواده به نوعی درگیر می شوند. آیا با این حال فکر می کنید همسران شهدا تنها می مانند؟

  • کاملاً قبول دارم اما هر سالی که از شهادت فردی می گذرد جریان زندگی برای همه ادامه پیدا می کند اما بیشترین دلتنگی، سختی و مصیبت برای همسر شهید است. قصد مقایسه کردن میزان ناراحتی افراد بعد از شهادت عزیزشان را ندارم اما واقعیت این است که نبودن مرد خانه بیشترین ضربه را به همسر و فرزندان وارد می کند. چرا که زندگی آنها دیگر مثل سابق نمی شود. من خیلی از دوستان مادرم را دیده ام که بعد از گذشت ۳۰ سال در گیر فقدان عزیزشان هستند یا فرزندان شان وقتی بزرگ می شوند، در مراحل مختلف زندگی شان بسیاری از مشکلات را به دلیل همان نبودن بزرگتر تحمل کردند. در این بین برخی از همسران شهدا ازدواج کردند اما تعدادی از این ازدواج ها متأسفانه موفقیت آمیز نبود چرا که برای همسر شهید، ازدواج دوم قابل قیاس با آن چند سال زندگی با همسر سابقش نخواهد شد. چراکه در آن زندگی اول، بروز مشکل یا مسئله ای باعث رفتن یا از هم پاشیدن زندگی شان نبود. آنها با هم این تصمیم را گرفتند که عشق و دوست داشتن یکدیگر را که در نهایت قرار داشت فدای اعتقاداتشان کنند و بروند. همین موضوع باعث می شود یاد عزیزشان همیشه برایشان زنده باشد.

بعد از شهادت هر عزیزی، جریان زندگی برای همه ادامه پیدا می کند اما بیشترین دلتنگی، سختی و مصیبت برای همسر شهید است.  واقعیت این است که نبودن مرد  بیشترین ضربه را به همسر و فرزندان وارد می کند.

مجموعه این دلایل باعث شد به این فکر بیفتم که از طریق یک موسسه فرهنگی در مورد نقش همسران شهدا کار کنم تا به این واسطه از دلتنگی ها و صبوری آنها صحبت بشود.

طی این یک سال فعالیت موسسه خودتان به چه نتایجی در مورد نقش همسران شهدا رسیده اید؟

  • برای مردی که قصد رفتن دارد، نقش همسر بسیار موثر است. اینکه آن زن پشت اهداف مردش بایستد و در نبود او محافظ زندگی اش باشد و تربیت فرزندانش را در همان مسیر به دوش بگیرد بسسار مهم است. همسر شهید همانند مردش جهاد می کند. اینکه خودش پر از درد و دلتنگی است ولی به کودکانش لبخند می زند، صبوری می کند و به فرزندانش درس ایثار و از خودگذشتگی می دهد و با وجود تمام آسیب های اجتماعی خود و فرزندانش را مصون و عفیف نگاه می دارد. اینها همه اش جهاد است، با این تفاوت که مردش در میدان جنگ، جهاد کرد و این زن در میدان زندگی. به عقیده من این جهاد آنها باید گفته شود.

در موسسه این جهاد را چطور و از طریق چه اقداماتی عنوان می کنید؟

  • تمام تلاش ما این است که فضای شادی را برای فرزندان و همسران شهدای حرم ایجاد کنیم. تا به امروز چندین برنامه  ترتیب داده ایم که در آن ضمن برگزاری برنامه برای بزرگترها برای کودکان نیز  برنامه های مثل  “قرآن بخوانیم، جایزه بگیریم” یا “نقاشی روی صورت” یا  “خواندن شعر” و “بازی های مختلف” و…  برای  کودکان ترتیب داده‌ایم.

 همچنین  وقتی  همایش یا برنامه ای از سوی سازمان های مختلف برگزار می شود در صورتی که با موسسه رباب تماس بگیرند، موسسه همسران شهدا را معرفی کرده تا برای سخنرانی در این جلسات حاضر شوند و  در خصوص  زندگی همسرشان یا  موضوعاتی از این دست صحبت کنند‌. در واقع هدف موسسه رباب کار کردن در مورد نقش همسری همسران شهدای حرم است. ما با صحبت کردن از شهدا، منش شهدا و اهداف آنها و اینکه آنها در چه مسیری قرار گرفتند و رفتن آنها با ایستادگی همسرانشان ادامه پیدا می کند و … سعی داریم ایثار همسر شهید را بیان کنیم. ما با تعدادی از خانواده های شهدا در شهرستان ها ارتباط گرفتیم. بسیاری از این خانواده ها موسسه را شناخته اند و با عملکرد آن آشنا شده اند.  بعد از کامل شدن کار در تهران قصد داریم شعبات شهرستان را با یک سازو کار مدون و مستقل راه اندازی کنیم. حتی سال گذشته که معراج شهدا از موسسه درخواست داشتند همسران شهدا را برای سخنرانی در اردوی راهیان نور معرفی کنند از شهرستانها هم هماهنگی شد و همسران مدافعان حرم برای سخنرانی حضور پیدا کردند. قطعا ما از تجربیات این سرمایه ها و اسوه های صبر و استقامت استفاده خواهیم کرد.

شما برای اشاعه پیام و هدف خود شهدای حرم و افشای ماهیت داعش هم فعالیت هایی  دارید؟

  • این کاری است که باید خیلی گسترده تر انجام شود. موسسه تنها می تواند گوشه ای از کار رابگیرد. هرچند که کار تخصصی موسسه، افشای ماهیت داعش نیست. آنها با حرکات تروریستی که انجام دادند ماهیت واقعی خود را به کل جهان نشان دادند. بسیاری از افراد جامعه با رفتن شهدای حرم و حضور آنها در سوریه مشکل داشتند، مسئله آنها این بود که چرا این عزیزان در آن سرزمین می جنگند، وگرنه ماهیت داعش برای همه آنها مشخص بود که این عده هم بعد از حمله تروریستی که در کشور اتفاق افتاد و خطر را از نزدیک احساس کردند، بنظرم مسئله شان حل و فصل شد. ناگفته نماند جریان داعش علی رغم نابود شدن آن متاسفانه پایه های فکری اش هنوز از بین نرفته و پرداختن به این قضیه مستلزم یک نگاه استراتژیک و راهبردی مسئولان و نهاد های ذی ربط است. البته با توجه به حساسیت موضوع باید یک رهبری خاص برای این جریان در نظر گرفت و قطعا ما نمی توانیم بدون یک جریان سازی خاص فرهنگی- رسانه ای کاری انجام دهیم. البته موسسه رباب هم می تواند به عنوان بخشی از پازل فرهنگی کشور در این مسیر نقش خود را ایفا کند.

بسیاری از افراد جامعه با رفتن شهدای حرم و حضور آنها در سوریه مشکل داشتند، البته ماهیت داعش برای آنها مشخص بود که این عده هم بنظرم  بعد از حمله تروریستی  داعش که در کشور اتفاق افتاد و خطر را از نزدیک احساس کردند، مسئله شان حل شد.

موسسه برای حمایت از مدافعان حرم در سال های جنگ سوریه چه اقداماتی انجام می داد؟

  • در دوره جنگ ما فعالیت هایی از قبیل بسته بندی خشکبار، بافتن دستکش و کلاه و شال گردن با حضور همسران رزمندگان و شهدا انجام دادیم. در واقع این اقدامات با این هدف انجام می شد که اگر همسران مان در مسیر حق علیه باطل می جنگند ، ما هم هر کاری که از دستمان برآید حتی در حد یک بسته بندی ساده هم که باشد انجام می دهیم و به دنبال آن در قدم های بزرگتر هم حضور خواهیم داشت.

معمولاً برنامه های موسسه در محل معراج شهدا برگزار می شود، دلیل خاصی برای انتخاب این مکان دارید؟

  • اکثر شهدا وداع شان با اعضای خانواده در معراج بوده است. ما هم در آخرین محلی که همسران مان را دیدیم گرد هم می آییم و از همان جا هر کمکی که از دست مان بربیاید، انجام می دهیم.

بودجه موسسه از جای خاصی تأمین می شود؟

  • ما بودجه دولتی که اصلا نداریم. باهمکاری بسیج، شهرداری یا سپاه برنامه هایی اجرا کردیم ولی آن طور که باید و شاید و به طور سازمان یافته حمایت نشدیم. البته انصافا شهرداری در دوره قبل، در اجرا ی چند برنامه به ما کمک کرد، با این حال طی این یک سال با این که دستمان پر نبوده، توانستیم برنامه های خوبی داشته باشیم. به هر حال برای پیشبرد اهداف موسسه و کار فرهنگی نیاز به پشتیبانی کاملا مشهود است.

الان چه آینده ای برای موسسه پیش بینی می کنید؟

  • من و تمام اعضای این موسسه دوست داریم هر روز پنجره جدیدی برای پیشبرد اهداف موسسه باز شود. در حین کار وباتوجه به نیاز جامعه و همچنین به مرور زمان که افراد پخته می شوند، ایده های جدیدی به ذهن مان می رسد که شاید سال اولی که موسسه را ثبت کردیم به آن حتی فکر هم نمی کردیم. قطعاً این همه تلاش و دوندگی دوستان فقط برای چندسال محدود نیست. آنچه مشخص است اینکه انجام کارهای فرهنگی نیاز به حمایت دارند تا اعضا انگیزه شان را از دست ندهند. انشاء الله بتوانیم یک مدل مبتنی بر اصل مشارکت همسران شهدا برای حل معضلات فرهنگی زنان با یک سازوکار سازمانی مشخص داشته باشیم؛ الگویی که بتوان در کشورهایی که جبهه مقاومت دارند راه اندازی و اجرایی کرد. خدا را شکر ابتدای راهیم و پرانرژی هستیم و امیدواریم با ادامه کار موسسه راه و نام عزیزان مان را حفظ کنیم. 

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده