خبر خوش

در این فضای مجازی شلوغ من دچار روزمرگی بودم اما آشنایی من با به دخت مثل یک شانس بود. با خواندن مطالبش فهمیدم روزمرگی راز و رمزها یی دارد به وسعت زندگی. این شادی بخش و مثل یک خبر خوش است که خیلی راحت می توانم زندگی را با تمام روزمرگی ها و رنج و راحتش دوست داشته باشم .

0

ما زن ها بخصوص از نوع خانه دارمان، سر که به بالش می بریم انگار آرامش دو عالم را به چنگ آورده ایم. تا چند لحظه هنوز صدای بچه ها در گوشمان می پیچد و داریم می گوییم بخواب. همه چیز که تمام می شود و سکوت و تاریکی فضای خانه را پر می کند ،  تازه سر حرفمان باز می شود. 
گاهی شکر گزار داشته های مان هستیم و برای نداشته هایمان دعا می کنیم و  گاهی بقیه  دعواها و حرفهای درستی که سر بزنگاه دعوا با آقا به ذهن و زبان  مان  نیامده را مرور می کنیم و لجمان می گیرد!

اما چندین سال است که به این سرگرمی های شیرین زنانه یک چیز دیگر هم اضافه شده و آن هم گوشی دوست داشتنی مان است.  با آن صفحه تاچ  لکه لکه اش که هنوز وقت نکردیم آثار آشپزی شام را از رویش تمیز کنیم و حالا باید بمالیمش به لباس خواب مان تا دوباره برق بیافتد.
کلی پیام تلگرامی و عکس های تازه اینستا گرامی هست که توی تاریکی اتاق  با یک لبخند روی لب یا گاهی حسرتی به دل باز می شوند و نهایتا خسته و بی خواب گوشی را زیر بالش فرو می کنیم وبه سقف خیره می شویم. شاید به نظر مان بیاید این هم شد کار؟ چه بیهوده وقتم رفت . اما این را قبول نمی کنیم که بی خیال گوشی شویم. نه، ما سال ها زندگی کردیم بدون چیزی که وقتی غمگین هستیم برایمان همان آهنگی را بخواند که دوست داریم. وقتی سوال داریم، بی منت جواب دهد و وقتی حوصله نداریم، با کلمات قصار یا کلیپ های خنده دار سرگرم مان کند. گاهی حتی بشود مونس ساعات بی کسی و تنهایی مان.

  ما زیاد کار کرده ایم و مسئول بوده ایم. این حق ماست و نمی خواهیم از دستش بدهیم.
اما ما زن های خوبی هستیم. همسران و کودکان مان را دوست داریم و هیچ عکسی به اندازه لمس صورت چروک مادر ما را آرام نمی کند. گاهی برای داشتن هر دو کم می آوریم و سر و صدای فضای مجازی غرق مان می کند و این مجازی بودنش سرگردان مان می کند.

اما ما زن هستیم  و بلدیم چطور از پس کارها بر آییم. درستش می کنیم.

در این فضای مجازی شلوغ  من دچار روزمرگی بودم و نمی دانستم چطور درکش کنم و لذت ببرم . لباس هایم بوی پیاز داغ می داد و بچه ام به دیگران زبان درازی می کرد اما  آشنایی من با به دخت مثل یک شانس بود.  با خواندن مطالبش فهمیدم این چیزها برای زنان زیادی اتفاق می افتد و روزمرگی راز و رمزها یی دارد به وسعت زندگی. این شادی بخش است و مثل یک خبر خوش است که خیلی راحت می توانم زندگی را با تمام روزمرگی ها و رنج و راحتش دوست داشته باشم و از اینکه یک زن خانه دار هستم که می تواند حرف بزند، لذت ببرم. 

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده