قسمت 2:

خبرنگار زن احتیاج به آموزش و حمایت بیشتر دارد

بمناسبت روز خبرنگار؛ با خبرنگار زنی از نسل اول انقلاب گفت و گو کردیم؛ خبرنگاری که با دغدغه وارد کار خبرنگاری شد، با عشق ادامه داد و البته امروز با امید و هم نگرانی ناظر کار نسل جوان خبرنگاران زن است.

0

طیبه میرزااسکندری/

خبرنگاری کاری سخت و طاقت فرساست که عشق می خواهد و خبرنگاری امور زنان علاوه بر عشق، دغدغه و آگاهی هم لازم دارد تا بتوانی وارد این عرصه شوی و حرف درست بزنی و درست حرف بزنی. بی این که فمینست شوی، مشکلات و مطالبات زنان را صریح بگویی و بی این که متحجر باشی، به اصول و ارزش هایی که زنان و امور زنان باید بر آن پافشاری کنند، وفادار بمانی.

با خدبجه صامت یا همان درین ناطق مجله زن روزِ دهه های شصت تا هشتاد گفت و گو کردیم که نمونه مجسم زن خبرنگار عاشق و پرانگیزه و بادغدغه است در آن سال ها.


دغدغه امور زنان داشتم

از خانم صامت که پرسیدیم  چرا وارد خبرنگاری حوزه زنان شدید، پاسخش این است:

به یک دلیل مهم من وارد مجله زن روز شدم که کار برای امور  زنان می کرد. دلیلش این بود که من از قبل از ورود به مجله ی زن روز، در حوزه زنان مطالعات زیادی انجام داده بودم و دغدغه مسائل زنان را داشتم. گفتم کخ به کلاس های دانشگاه می رفتم و حتی پیش علما در تهران هم می رفتم برای پاسخ گرفتن به پرسش هایم. پس از شروع کار خبرنگاری هم برای گرفتن سوژه ها و موضوعات مختلف زنان هم یکی از کارهایی که می کردم این بود که هر ماه جلوی کتاب فروشی های جلوی دانشگاه تهران می رفتم و با توجه به کتاب های تازه در حوزه زنان،  موضوعات را یادداشت می کردم. خیلی از این کتاب ها را سعی می کردم بخوانم تا با مسائل روز زنان آشنا شوم و بر این اساس کار کنم.  


مجبور بودیم قلم تند داشته باشیم

وقتی گفتیم که شنیدیم قلم تان تند و بیان تان صریح بوده در بیان مسائل زنان، توضیح داد:

 در آن سال ها ما در شرایطی بودیم که برای گفتن اینکه زنان هم وجود دارند، مجبور بودیم حرف هایمان را با قلم تند بیان کنیم و شاید به همین خاطر بودکه به اشتباه انگ فمینیست بودن هم می خوردیم، در حالی که ما فقط مدافع حقوق طبیعی زنان در کنار مردان بودیم و نه در مقابل شان. می خواستیم بگوییم زن یک انسان است و می تواند در جامعه سالم کار کند و ملعبه ی دست مردان هم نباشد.


در امور زنان تاثیرگذار بودیم

خانم صامت از تأثیرگذاری جدی مطالبش در جامعه با خوشحالی یاد می کند:

 یادم می آید حدود سال ٧٠ یعنی بعد از اتمام جنگ  مصاحبه ای با یک روانپزشک انجام دادم در مورد خلأ عاطفی در خانواده هایی که جانباز جنگی در منزل داشتند. چون می دیدیم که همسران جانبازان واقعا با مشکلات عاطفی زیادی روبرو بودند. مسائل جنگ اینقدر بر این مردان فشار آورده بود که محبت در خانواده را فراموش کرده بودند. بعد از انتشار مطلب هفت هزار نامه دریافت کردیم و حتی بازخورد این گزارش را در شماره بعدی مجله منعکس کردیم. بعد از این مصاحبه خود مردان هم  نامه داده بودند که شما ما را به مسأله ی مهمی آگاه کردید و بیدار شدیم.  یا همانطور که گفتم وقتی به مدرسه ی پنج شیفته در سلطان آباد رفتیم و گزارش از وضعیت سخت بچه ها تهیه کردیم، همان سال تعدادی مدرسه برای بچه ها تأسیس شد.

به واقع مجله ی زن روز در آن سالها به عنوان تنها رسانه خاص زنان سعی می کرد به مسائل مهم و اصلی زنان و خانواده ها جدی بپردازد. مثلا من برای اولین بار روی موضوع اجرت المثل زنان کار کردم و چون این مسأله خیلی بکر باقی مانده بود و زنان نسبت به این حق خود واقعا ناآگاه بودند، انتشار این مطلب باعث زنان روشنگری برای خود زنان شد و در قانون هم تغییر ایجاد کرد.


خبرنگار بودم اما با عشق

این خبرنگار باسابقه از عشقش به کار خبرنگاری هم گفت:

هیچ وقت از اینکه خبرنگار شدم، ناراحت و پشیمان نیستم، اگر چه این حرفه سختی های و خطرات خودش را داشت مخصوصا برای ما زنان. اما اگر بارها هم به زمان عقب برگردم با همین عشقی که دارم، باز به کارخبرنگاری می پردازم. اصلا فکر می کنم اگر ما توانستیم کارهای تاثیرگذاری در مجله زن روز برای زنان و مسائل شان انجام دهیم،  بخاطر همین عشق و اعتقاد به کارمان بود که به ما انگیزه ای خیلی بالا برای پیگیری و مطرح کردن مشکلات و مسائل زنان و خانواده ها می داد.


تحمل می کردیم تا حرف مان به کرسی بنشیند

خانم صامت از تفاوت آن نسل خبرنگاران با نسل فعلی می گوید:

به نظر من تفاوت من و هم نسلی های من با نسل امروز خبرنگاران شاید همین عشق باشد . واقعیت این است که من آن عشق را در این نسل از  بچه های خبرنگار نمی بینم. یعنی به نظرم می رسد که  جوان های امورز  نه عاشق کارشان هستند، نه عاشق زندگی شان، نه عاشق فرهنگ شان و نه عاشق هیچ چیز دیگر! من و همدوره ای هایم عاشقانه کار می کردیم و اصلا به سختی ها و خطرات کار هم فکر نمی کردیم. در حالی که  جامعه هم ما و کارمان را نمی پذیرفت.  الان در مقایسه با زمان ما زمینه ها خیلی آماده تر است برای جوان خبرنگار و کارش. جامعه بهتر آنها را می پذیرد و همکاری می کند، در حالی که قبلا با دیدن ما بعنوان خبرنگار همه فرار می کردند چه برسد به اینکه همکاری کنند، آن هم با یک زن خبرنگار محجبه. ما در آن زمان  هم باید شرایط و جو بد اجتماعی را تحمل می کردیم،  هم حرف مان را به کرسی می نشاندیم.


زن شهرستانی و سفرهای ما

خانم صامت تاکید می کند که ما برای گزارش های مان سفر هم زیاد می رفتیم:

من برای تهیه ی خبر و گزارش با وجود اینکه زن بودم و محدودیت هایی داشتم، به  شهرستان های مختلف هم سفر می کردم و به مسائل زنان شهرستانی هم  می پرداختم و عملا می دیدم زن ها تابع فرهنگ شهرها و مناطق خود هستند. مثلا برای تهیه گزارشی در مورد مسأله ی خودسوزی زنان به ایلام رفتم و نکات و مسائل بسیار ریز و غمباری را در مورد مسائل زنان ایلامی متوجه شدم که هنوز هم متأسفانه وجود دارد.

برخلاف خبرنگاران امروزی، ما برای تهیه ی خبر و گزارش ها در همه جا حضور فیزیکی  داشتیم. الان گسترش فضای مجازی باعث شده که بسیاری از خبرنگاران فقط از راه دور مطلب تهیه می کنند. البته من معتقدم که نمی توان جلوی سرعت انتشار اخبار را در دنیای امروز گرفت و استفاده از فضای مجازی و امکانات آن برای این که در این زمینه از جوامع دیگر عقب نمانیم، لازم است.  اما این نباید باعث شود که  در محیط حوادث حضور فعال نداشته باشیم. با پشت میز نشستن چقدر تحلیل و خبر خوب در می آید؟ من هنوز هم مصاحبه ی تلفنی را جز موارد خاص اصلا نمی پسندم، چون در مصاحبه ی حضوری شما با عکس العمل مصاحبه شونده و شرایط محیط اطراف ارتباط دارید و این باعث می شود بتوانید مطلب خوب و عمیقی تهیه کنید.

به اعتقاد من بچه های خبرنگار امروز برای کسب مهارت در کار نیاز به آموزش اصولی دارند تا  به موضوعات عمیق بپردازند. در آن وقت ما وقتی کار می کردیم، برای سوژه یابی اول کلی موضوعات مختلف را بررسی می کردیم. بعد هم وقتی قرار بود روی یک سوژه کار کنیم تمام مسائل ریز مربوطه را مشخص می کردیم  و در نهایت ما در کار گزارش به نوعی یک تحقیق علمی انجام می دادیم. نتیجه این بود که هر  کار گزارشی روی یک سوژه، بازنمایی کاملی از واقعیت بود بدون اینکه ابهامی در آن باقی مانده باشد.

یادم می آید. برای انجام گزارشی در مورد گلابگیری به کاشان رفته بودم اما در کنار این گزارش، من یک کار عمقی کردم روی مسأله کار بی مزد زنان در آن جا. بعد از چاپ این مطلب طوماری از امضای مردم کاشان به دفتر ما فرستاده شد برای تشکر از  گزارشگر.


پیشرفت برای زنان خبرنگار

خبرنگار قدیمی زن روز از دستاورد مثبت انقلاب برای زنان مخصوصا درخبرنگاری می گوید:  

قبل از انقلاب ما تعداد کمی زن خبرنگار داشتیم، حتی در همین مجله زن روز که مجله ای ز نانه بود.  بعد از انقلاب اما به نظر من در عرصه خبرنگاری زنان رشد خوبی داشتند. کلا به نظر من  امام بعد از انقلاب زنان را در بسیاری از عرصه ها احیا کرد. این بود که ما حضور روز افزون زنان جوان را در عرصه ی خبر در این سال ها دیده ایم که  بسیار هم دلگرم کننده است. من فکر می کنم زنان وارد هر کاری در جامعه که می شوند با  همان عشق مادری که در خانواده دارند، وارد می شوند و کار می کنند. بطور مشخص در کار خبرنگاری همین طور است . البته کم و کیف حضور زنان در این عرصه هنوز ایده آل نیست اما  با روندی که شاهد حضور و رشد زنان خبرنگاریم، امید داریم که زنان خبرنگار آینده ای خیلی روشن داشته باشند با قوت و رشدی هر روز بیشتر.  فقط نیاز به آموزش و حمایت بیشتری دارند، تا علمی تر و باتجربه تر عمل کنند.


جای خبرگزاری زنان خالی است

 در مورد یک خبرگزاری اختصاصی برای زنان هم این خبرنگار حوزه زنان نظر جالبی دارد:

فکر می کنم وجود خبرگزاری زنان بسیار ضروریست. چون به نظر من در همه ی عرصه ها، خصوصا در رسانه، حضور خود زنان و زنانه نگریستن به مسائل زنان و خانواده بسیار اهمیت دارد، هیچگاه نباید مخصوصا این نوع حضور زن ها  در عرصه ی رسانه کمرنگ شود. این که می بینیم در خبرگزاری زنان هم آقایان دنبال فرصت ریاست و … باشند، نه معقول است نه منصفانه. متاسفانه در مورد خبرگزاری زنان ایونا این اتفاق افتاد که باعث شد این خبرگزاری که داشت با تلاش و تقلای ما خبرنگاران زن پا می گرفت، کلا از عرصه خارج شود. واقعا الان جای یک خبرگزاری زنان در کشور ما خالی است.


گله ای بحق و بجا

این خانم خبرنگار در انتهای گفتگو، هم کمی از مسئولین گله کرد و هم از  همکاران موسسه ای که با انها همکاری داشت:

متاسفانه بعد از گذشت این همه سال زحمت و خاک خبرنگاری خوردن و گذراندن روزهای سخت کاری، من یک کارت خبرنگاری هم ندارم که وقتی به جایی مراجعه می کنم، بدانند که من خبرنگار بوده ام. حتی در محافل اجتماعی گوناگون نیز حرفی از ما خبرنگارانی که با زحمت راه را در خیلی زمینه ها باز کردیم، نیست. مثلا روز خبرنگار می آید و می رود و از من و امثال من که فی الواقع در کار، آسیب های جدی جسمی و روحی هم دیدیم، یادی نمی شود. عملا رابطه ما با نسل جدید خبرنگاران قطع است. در حالی که  مثلا در میان هنرمندان  ما می بینیم که قدیمی ها هم ارج گذاشته می شوند و هم رابطه بین نسل های قدیم و جدید شان بر قرار است .

از موسسه ای هم که در آن کار می کردم، آن هم کار سخت و طاقت فرسا، گله دارم که امثال من که به دلایلی نتوانستیم ۳۰ سال کار کنیم، با شرایطی غیرمنصفانه بازنشسته شدیم.  

در کل امیدوارم که در جامعه ما آینده خبرنگاری مخصوصا برای زنان بهتر از آنی باشد که برای ما بود.

/انتهای متن/

 

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده