به نام مادر

ثــریا منصوربیگی [۱]رمان نویس و فیلمنامه نویس حوزه رمان و داستان دفاع مقدس است که در سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۲ در همین زمینه مورد تقدیر قرار گرفته است.

8
ثریا منصور بیگی/
 
beigi
 
پیرزن جشمش به ماموری بود که کنار قاتل پسرش،بالای چوبه ی دار ایستاده بود. قاتل جوان توی چشمهایش پر شده بود و خرخره اش بالا و پایین می شد. مامور پایش را بالا آورد تا چهارپایه را از زیر پایش پرت کند که پیرزن فریاد زد:
– دست نگه دارین… بخشیدمش.
– متعجب به طرف او برگشتند، پیرزن روی زمین زانو زد.
– مثل پسرم اشک می ریزه.
/انتهای متن/

مطالب مرتبط

8 نظر

  1. سارا می گوید

    تحت تأثیر قرار گرفتم, مرسی.

  2. رزا می گوید

    جالب بود.

  3. عرفانه می گوید

    جال بود.ممنونم

  4. فاطمه می گوید

    زیبا بود. مرسی

  5. حسین می گوید

    جالب بود. تشکر

  6. محمود می گوید

    مادر… مادر… واقعا زیبا بود. مرسی

  7. نگین می گوید

    حس مادرانه رو خیلی قشنگ توی چند خط به تصویر کشیدن. ممنون

  8. سهیلا می گوید

    منقلب شدم… درود بر مادر. تشکر از نویسنده محترم

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.