چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

به نام مادر

ثــریا منصوربیگی [۱]رمان نویس و فیلمنامه نویس حوزه رمان و داستان دفاع مقدس است که در سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۲ در همین زمینه مورد تقدیر قرار گرفته است.

ثریا منصور بیگی/
 
beigi
 
پیرزن جشمش به ماموری بود که کنار قاتل پسرش،بالای چوبه ی دار ایستاده بود. قاتل جوان توی چشمهایش پر شده بود و خرخره اش بالا و پایین می شد. مامور پایش را بالا آورد تا چهارپایه را از زیر پایش پرت کند که پیرزن فریاد زد:
– دست نگه دارین… بخشیدمش.
– متعجب به طرف او برگشتند، پیرزن روی زمین زانو زد.
– مثل پسرم اشک می ریزه.
/انتهای متن/

8 Comments

  1. سارا گفت:

    تحت تأثیر قرار گرفتم, مرسی.

  2. عرفانه گفت:

    جال بود.ممنونم

  3. فاطمه گفت:

    زیبا بود. مرسی

  4. حسین گفت:

    جالب بود. تشکر

  5. محمود گفت:

    مادر… مادر… واقعا زیبا بود. مرسی

  6. نگین گفت:

    حس مادرانه رو خیلی قشنگ توی چند خط به تصویر کشیدن. ممنون

  7. سهیلا گفت:

    منقلب شدم… درود بر مادر. تشکر از نویسنده محترم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد