امید ما به کدام دبستانی ها است؟

«امید من به شما دبستانی ها است» این جمله را خیلی از ما، خوب به یا داریم، خاطرات خوش دوران تحصیل و کودکی با تصویر لبخندی که هنوز در قاب نگاه مان هست، اما این روزها کودکان و دبستانی های ما همچنان محل امید ما هستند؟

0

«دوران ابتدایی و دبستان از حساس ترین و مهم ترین دوران های تحصیل است» شاید این جمله را خیلی از ما خیلی جاها خوانده باشیم و یا شاید آن را بارها و بارها از زبان مشاورین و کارشناسان آموزشی و فرهنگی شنیده باشیم. شاید در بیانات بسیاری از رهبران و مسئولان، این جمله به گوش ما خورده است که حساب ویژه ای را می توان بر روی این قشر کوچک پر هیاهو باز کرد؛ اصلاً چرا راه دور برویم اگر دانش آموزی را در دهه های هفتاد و هشتاد تجربه کرده باشیم عکسی از امام خمینی را با لبخندی مهربان و جذاب در اول بسیاری از کتاب های درسی مان دیده ایم که یک جمله جالب و امید بخش داشت «امید من به شما دبستانی ها است» اما منظورم از باز کردن این باب مطرح ساختن خاطرات دانش آموزی در دهه هفتاد و هشتاد نبود، حرفم چیز دیگری است، مسئله ای که شاید این روزها خیلی ها متوجه آن شده باشند و یا حتی از خاطرشان عبور کرده باشد اما مجال صحبت و بحث و مطرح کردن آن را نداشته اند، آیا به راستی این روزها امید من و شما و مربیان و مسئولین کشور به همین دبستانی ها است؟

آیا این روزها حال روز دبستانی های ما با سبک های فرزند پروی متناقض، نادرست، نازپروردگی و مدارس صرفاً آموزشی امید بخش است؟ آیا هنوز هم می توان امیدی داشت که این کودکان با مانتو های صورتی و سبز و گلبهی و روپوش های زرشکی و آبی و لاجوردی کاری را بتوانند بکنند که ما مانتو پوشان و روپوش پوشان طوسی و سورمه ای سال های پیش کرده ایم و یا توانایی انجام همان کارها را هم ندارند. آیا آن ها برای ساختن جامعه و فردای کشور به اندازه مانتو سرمه ای ها و طوسی ها توانایی و قابلیت و شوق دارند؟

همه سؤال های بالا جواب های نا خوشایند دارند، این روزها حتی اگر خیلی هم دغدغه های فرهنگی و اجتماعی نداشته باشیم باز هم می فهمیم که دبستانی های این روزها حال و روزشان خیلی امیدوار کننده و رضایت بخش نیست.

و در این اوضاع اسف بار و ناراحت کننده کمترین و ناچیزترین اتهامات متوجه کودکانی است که دبستانی بودن شان را در این روزها تجربه می کنند.

متهم ردیف اول این وضعیت نگران کننده، آموزشی و پرورشی است که محتواهای آموزشی و فرهنگی مدارسش هر سال و هر سال و هر سال افت چشم گیری را دارد؛ متهم ردیف اول این وضعیت ناراحت کننده پدر و مادرانی هستند که در گرفتاری های زندگی مدرن تنها رنگ لعابش دارند و زمینه دانایی و توانایی های سودمند را برای فرزندانشان مهیا نساخته اند.

روز دانش آموز گذشت، این روزها جهت شادی دل ما در تقویم ها نیستند، اینها هستند تا شاید سالی یک بار به پدران، مادران و مسئولین آموزشی و پرورشی کشور گوشزد کند که نگاهی عمیق تر به نسلی داشته باشند که فردا ها این کشور و جامعه را خواهند ساخت تا بتوان با اطمینان گفت امید ما به همین دبستانی ها است.

/انتهای متن/

مطالب مرتبط مطالب مرتبط با این نویسنده