جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵

… اما اسراف نکنیم

زمانی سفره‌های ایرانی در کنار سادگی و سلامتش مملو از صفا و صمیمیت بود ولی در حال حاضر با تمام ولخرجی ‌ها و اسراف‌ های بی‌ حدواندازه، خبری از آن ‌همه دوستی و صفا و مهربانی نیست. آیا همین اسراف باعث نشده مهر و محبت از خانه ‌ها و از دل انسان ‌ها پر بکشد؟

نسیم شهسواری /

هرسال که می‌گذرد شب یلدا با ریخت‌وپاش ‌ها، سفره ‌ها و میزهای آن‌چنانی بیشتری همراه می‌شود. اینکه که برای مناسبت‌های ملی و میهنی و فرهنگی خودمان ارزش قائل باشیم و در هر مرتبه و جایگاهی که هستیم، به‌قدر بضاعت مان آن‌ها را زنده نگه‌داریم کار خوب و پسندیده‌ای است. امسال هم مثل هرسال دیگر شب یلدا میهمان یکی از دوستان مان بودیم، وقتی بعد از کلی انتظار ژیلا در را به روی مان باز کرد، اولین چیزی که در آن خانه پرزرق ‌وبرق به چشمم آمد میز رنگارنگ و پر از خوراکی بود که ژیلا برای مهمانی آن شب آماده کرده بود،
خوب! اینکه خانم خانه باسلیقه باشد و مهمان‌نواز، خصلت و خوب پسندیده‌ای است. خود من هم ‌زمانی که مهمان ‌دارم، به حرمت مهمانی که میهمان‌خانه و سفره من است سعی می‌کنم که بهترین و زیباترین  سفره را تهیه کنم، اما آنچه آن شب تعجب و افسوس من را برانگیخت، عادت ما ایرانی‌ها به اسراف بود و اسراف بود و اسراف.
بعد از شام وقتی غذاهای باقی ‌مانده به داخل سطل اشغال روانه شد و بشقاب‌های مقابل میهمان‌ ها بدون دقت در امکان استفاده  بسیاری از  محتویات داخل آنها راه سطل زباله بزرگ درون آشپزخانه را پیش گرفت، وقتی نان و برنج و شیرینی و  خیلی چیزهای دیگر در کیسه سیاه‌ رنگ بزرگ درون آشپزخانه رفت، وقتی خیلی از زنان و مردان نشسته در دور میز شام، به نشانه کلاس خودساخته ‌شان غذای شان را نیمه‌کاره و نیم ‌خورده باقی گذاشتند  و همان غذا همنشین  سایر زباله‌ها شد، فهمیدم که این روزها پرهیز از اسراف و حرمت نان و برنج و مال و نعمت‌ های خدا، دیگر  جایی در زندگی‌های ما ندارد.
چراکه ما غافلیم؛ غافل از اینکه اسراف نشانه کلاسِ شخصیتی وبرتری و ثروتمندی ما نیست.
غافل از اینکه اسراف کردن و زیاده‌روی، پیام دل ‌نشینی را از سوی  ما به فرزندان مان ابلاغ نمی‌کند، اسراف و زیاده‌روی ‌مان، تباه کردن نعمت خدا در زندگی‌ مان، ناخواسته این پیام را به فرزندان مان منتقل می‌کند که نعمت حرمت ندارد، این پیام را منتقل می‌کند که این نعمت اهمیت ندارد و ما برای به دست آوردن آن زحمت زیادی را نکشیده‌ایم.
 آیا دوست داریم که فرزندانمان قدر زحمت‌ ها، تلاش‌ ها و ازخودگذشتگی ‌های ما را ندانند ؟
 ما باید حواس مان به آثار اعمال و رفتارمان باشد، زیرا همین رفتارهای ناخواسته و بدون تفکر و تعقل به‌ مرور زمان فرهنگ غالب جامعه خواهد شد.  و چه کسی است که نداند که چه بر سر یک جامعه بافرهنگ‌ نادرست و غلط می‌آید.
برگزاری مراسم و میهمانی ‌های ‌ پرزرق‌ وبرق و اسراف و حیف ‌ومیل کردن نعمت‌ها، شاید در یک نگاه ساده به ‌جایی برنخورد، ولی همین کارها  در آینده باعث می‌شود سطح توقع خود ما، فرزندان مان و افراد جامعه بالا برود و افراد از فرهنگ ساده‌ زیستی، زندگی مقتصدانه ، هدفمند و پربهره فاصله بگیرند. شاید اگر پای صحبت‌های پدر و مادر‌های خودمان بنشینیم از شیوه زندگی‌شان در ساده‌ ترین شکل ممکن یاد ‌کنند، ولی امروزه اکثریت ما به زندگی‌های شکوهمند، پرزرق‌وبرق و خانه‌های مجلل یا  عادت کرده‌ایم  و یا حداقل با رؤیای آن زندگی می‌کنیم.
نگاهی عمیق به دور همی ‌هایی که به هر بهانه ‌ای برپا می‌شود این موضوع را نمایان می‌کند که باکمال تأسف این روزها برای اسراف و بریزوبپاش‌های بی‌حدواندازه، رقابتی شدید میان افراد جامعه شکل‌گرفته است. این درست است که کسی را نمی‌توان به دلیل برپایی مهمانی‌ ای با‌شکوه سرزنش کرد، اما می‌توان به خاطر اسراف منابع حیاتی و تأثیرات ناگوار عملش مورد خطاب و عتاب قرارداد.
ضیافت ‌ها و مهمانی ‌هایی که در سطح شهر  و  میان افراد متمول جامعه برگزار می‌ شود نه‌تنها نمایش اسراف و هدر رفت منابع و سرمایه‌های یک کشور است بلکه نابودی یک فرهنگ اصیل  را به همراه دارد.
در جامعه‌ای که اسراف می‌ شود و فرهنگ و شخصیت افراد با میزان برگزاری مجالس پرزرق ‌وبرق و میزان و تعداد غذاها و میوه‌هایش سنجیده می‌شود،  باید منتظر مرگ بسیاری از ارزش‌های فرهنگی  بود.
 ما نمی‌دانیم که این رفتارهای نادرست، چه تأثیرات مخربی را بر فرهنگ عمومی می‌گذارد. فرهنگ ایرانی زمانی نماد ساده‌زیستی، قناعت، همدلی و کمک به دیگران بود اما از آن فرهنگ غنی در شرایط فعلی چه  چیزی  باقی‌مانده است؟ برخی از رفتارهای ما در جامعه شاید در نگاه ساده و گذرا خیلی کوچک و ناچیز باشد اما زمانی که یک رفتار غلط تکرار و تکرار و  تکرار ‌شود، دیگر نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.
زمانی سفره‌های ایرانی در کنار سادگی و سلامتش مملو از صفا و صمیمیت بود ولی  حالا  با تمام ولخرجی‌ها و اسراف‌های بی‌ حدواندازه خبری از آن‌همه دوستی و صفا و مهربانی  هست؟ آیا اسراف باعث نشده مهر و محبت از خانه‌ ها و از دل انسان ‌ها پر بکشد؟
حتی اگر به ندای وجدان مان گوش کنیم ، خواهیم فهمید که  یک سبک زندگی که در آن کفران نعمت‌ ها ، اسراف زیاده‌ روی غالب شود ، سبکی نادرست و ناصواب است.
پس اسراف نکنیم.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد